تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
از سليمان بن خالد از حضرت ابو عبد اللَّه صادق از پدرش از جدش عليهم السلام كه فرمود رسول خدا ( ص ) روزى خنديد تا آنكه دندانهاى عقلش ظاهر شد و مراد مبالغهء مثل آن حضرت است در خنده كه معظم خنده‌اش تبسم بود نه آنكه مراد ظاهر ساختن اقصاى دندانها باشد در وقت خنده بر سبيل حقيقت چه آن ممكن نيست و بعضى نواجذ را كه در اين حديث است بمطلق دندانها تفسير كرده‌اند و بعضى به چهار دندانى كه در چهار پهلوى دندانهاى نيشتر است و آن مردود است به آنچه در لوامع التنزيل ذكر كرده‌ام تتمه حديث بعد از آن حضرت فرمود كه آيا از من نمىپرسيد كه از چه خنديدم عرض كردند بلى يا رسول اللَّه ميپرسيم فرمود كه تعجب كردم از براى مرد مسلمان كه هيچ قضائى نيست كه خدا آن را از برايش قضاء فرمايد مگر آنكه در عاقبت كارش از برايش بهتر يا خوب باشد حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل « رضى اللَّه » عنه گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى از احمد بن محمد بن خالد از پدرش از ابو قتاده قمى كه گفت حديث كرد ما را عبد اللَّه بن يحيى از ابان احمر از حضرت صادق جعفر بن محمد عليهما السلام كه فرمود به حق آن خدائى كه جدم ( ص ) را به حق بپيمبرى مبعوث گردانيده كه خداى تبارك و تعالى بر اندازه مروت روزى ميدهد و معونت و يارى بر اندازهء خرج و مؤنث از آسمان فرود مىآيد و صبر براندازهء سختى بلاء نازل مىشود . حديث كرد ما را حسين بن احمد بن ادريس « رضى اللَّه » عنه تا آخر آنچه در باب قضاء و قدر مذكور شد از حديث هيجدهم . حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل رضى اللَّه عنه گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى از احمد بن محمد بن خالد از پدرش از صفوان بن يحيى از محمد بن ابى الهزهاز از على بن حسن كه گفت شنيدم از حضرت صادق ( ع ) كه ميفرمود خداى عز و جل روزيهاى مؤمنان را از جايى قرار داده كه نمىپندارند و اين به جهت آنست كه بنده چون وجه و راه روزى خود را نشناسد دعايش بسيار شود .