تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
صاحب خوشبوئى سخت كه سرها و پيشانيهاى شما را به درد آورد و نه صاحب گنديدگى سخت شما را هلاك كند و نه صاحب نرمى سخت چون آب كه شما را غرق كند و در خود فرو برد و نه صاحب سختى سخت كه در باب خانها و عمارتها و بناها و قبرهاى مردگان شما بر شما امتناع ورزد و ليكن خداى عز و جل در آن از استوارى قرار - داد آنچه به آن منتفع شويد و خود را نگاهداريد و تنها و بنيادهاى شما بر روى آن محتبس و در بند باشد و در آن از سستى قرار داد آنچه بواسطهء آن از براى خانها و و قبرها بسيارى از منفعتهاى شما فروتنى نمايد و سرباز نزند و از براى همين زمين را فرشى گسترده براى شما گردانيد بعد از آن آن جناب عز و جل فرموده كه
وَ السَّماءَ بِناءً
يعنى « و گردانيد آسمان را سقفى برداشته و برافراشته » و حضرت ميفرمايد كه سقفى از زبر شما كه محفوظ و نگاهداشته شده است يعنى از افتادن و يا از فساد و انحلال تا وقت معلوم و يا محفوظ در هوا بىواسط و ستون كه در آن آفتاب و ماه و ستارگان آن را به جهت منفعتهاى شما ميگرداند بعد از آن آن جناب عز و جل فرموده كه
وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً
يعنى « و فرو فرستاد آبى را چگونه آبى » و حضرت ( ع ) ميفرمايد يعنى باران كه آن را از جانب بالا فرود مىآورد تا بسرهاى كوهها و پشتها و توده‌ها و فرازها و نشيبهاى شما برسد بعد از آن آن باران را جدا و پراكنده گردانيد در حالتى كه خرد قطرهء و بزرگ قطره و باريك و نرم ضعيف است تا آنكه زمينهاى شما آن را در خود چيند و اين باران را يكباره فرود آينده بر شما نگردانيد كه زمينها و درختها و كشتها و ميوه‌هاى شما را فاسد و تباه سازد بد از آن آن جناب عز و جل فرموده كه
فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً
يعنى « پس قرار مدهيد و فرا مگيريد از براى خدا همتايان يعنى شريكان و انبازان را در عبادت » و حضرت ( ع ) ميفرمايد يعنى « اشتباه و امثال از بتانى كه نميفهمند ميشنوند و نمىبينند و بر چيزى قدرت ندارند »
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
يعنى « و شما ميدانيد و علماى بيان اختلاف كرده‌اند كه فعل علم در مثل اين آيه نازل منزلهء لازم است كه هيچ مفعول ندارد يا متعدى است و مفعول آن محذوف است به جهت اعتماد بر قرينه و حق در اين مقام قول دويم است زيرا كه امام ( ع ) ميفرمايد كه شما ميدانيد
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 446 | اردكانى / الشيخ الصدوق