تعالى اولى است به آنچه تدبير ميفرمايد از امر خلق خود از ايشان و او است كه ايشان را خالق و مالك است پس هر كه را از عمر دادن منع كرده او را از چيزى منع كرده كه از برايش نيست و هر كه را عمر داده به او چيزى را عطاء فرموده كه از برايش نيست پس آن جناب صاحب تفضل است به آنچه عطاء فرموده و عادل است در آنچه منع نموده
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
يعنى پرسيده نشود از آنچه مىكند و ايشان يعنى بندگان پرسيده شوند از آنچه ميكنند جابر ميگويد كه به آن حضرت عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه و چگونه پرسيده نميشود از آنچه مىكند فرمود زيرا كه آن جناب نميكند مگر آنچه را كه حكمت و صواب باشد و او است صاحب تكبر جبار و يگانه قهار پس هر كه در نفس خود تنگى را در چيزى از آنچه قضاء فرموده بيابد كافر است و هر كه چيزى از افعال او را انكار كند جاحد است كه از روى دانش انكار كرده .
« باب شصتم » در بيان اينكه خداى تبارك و تعالى با بندگان خود نميكند مگر آنچه را كه از براى ايشان اصلح باشد
خبر داد مرا ابو الحسن طاهر بن محمد بن يونس بن حيوة فقيه در بلخ گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عثمان هروى گفت كه حديث كرد ما را ابو محمد حسن بن حسين بن مهاجر گفت كه حديث كرد ما را هشام بن خالد گفت كه حديث كرد ما را حسين بن يحيى حنينى گفت كه حديث كرد ما را صدقة بن عبد اللَّه از هشام از انس از پيغمبر ( ص ) از جبرئيل ( ع ) از خداى عز و جل كه گفت خداى تبارك و تعالى فرمود كه هر كه دوستى از دوستان مرا خوار كند بحقيقت كه با من مبارزه نموده بجنگ و مبارزه از ميان صف بيرونشدنست از براى جنك و در چيزى كه من كنندهء آنم آنقدر تردد ندارم مانند ترددى كه در باب گرفتن جان مؤمن دارم او مرگ را ناخوش دارد و من اندوهگينى او را خوش