آنها ببعضى و حاجت هر چيز به مثل خويش و الفت گرفتنش به شكل خويش و پيوند شدن هر نوعى بشبه خويش حتى آنكه اگر تو هم و خيال شوند بر خلاف آنچه آنها بر آنند از گرديدن چرخهاى آنها و حركت آفتاب و ماه و سير كردن ستارگان آنها هر آينه منتقض و فاسد شوند و چون افعال خداى عز و جل آنچه را كه ما ذكر كرديم از شرائط عدل استيفاء نمود و از آنچه ما مقدم داشتيم از علتهاى جور سالم بود درست شد كه آنها حكمت است و دليل بر آنكه ظلمى از خداى عز و جل واقع نميشود و آن را بفعل نمىآورد و آنست كه بثبوت پيوسته كه خداى تبارك و تعالى قديم و بىنياز و دانائيست كه نادانى ندارد و ظلم واقع نميشود مرگ از جاهل بقبح آن كه زشتيش را نداند يا محتاج بكردن آن باشد و به آن منتفع شود و چون خداى تبارك و تعالى قديم و بىنياز بود كه منافع و مضار بر او جائز نبود و دانا بود به آن چه بوده و خواهد بود از زشتى و خوبى درست شد كه غير از حكمت نميكند و بجز صواب احداث نميفرمايد آيا نمىبينى كه هر كه از ما حكمتش درست باشد ارتكاب امور عظيمه از او متوقع نباشد با وجود بىنيازيش از فعل قبيح و قدرتش بر ترك آن و عملش بقبح آن و آنچه استحقاق بهم مىرساند از مذمت بر كردن آن پس واقع ساختن قبائح و افتادن و زشتيها بر او نرسيده نميشود و اين ظاهر است و الحمد اللَّه حديث كرد ما را احمد بن زياد بن جعفر همدانى « رضى اللَّه » عنه گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از عمر بن عثمان خزاز از عمرو بن شمر از جابر بن يزيد جعفى كه گفت با بو جعفر حضرت محمد بن على باقر عليهما السلام عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه ما از اطفال كسى را مىبينيم كه مرده متولد مىشود و از جملهء ايشان كسى است كه ناتمام ساقط مىشود و از جملهء ايشان كسى است كه كور يا گنگ يا كر متولد مىشود و از جملهء ايشان كسى است كه ناتمام ساقط مىشود و از جمله ايشان كسى است كه چون بسوى زمين فرود آيد در همان ساعت ميميرد و از جملهء ايشان كسى است كه تا احتلام و حد بلوغ ميماند و از جملهء ايشان كسى است كه عمر و زندگانى داده مىشود تا آنكه پير شود پس اين چگونه باشد و جهش چيست حضرت ( ع ) فرمود كه خداى تبارك و
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: اردكانى
ص٤٣٩