تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
چنان كه آن جناب بر منع عاصى از معصيت قادر است و آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان اينها است نيافريده آفريدنى بيهوده كه غرضى بر آن مترتب نشود و حكمت و مصلحتى در آن نباشد بلكه براى آنست كه استدلال كنند بر وجود واجب الوجود و قدرت كامله و حكمت بالغه‌اش هر يك از اينها را خاصيتى بلكه خاصيتها است و پيغمبران مژده دهنده و ترساننده را بعبث و بيفايده نفرستاده
ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ
يعنى اين آفريدن چيزها بر وجه باطل كه مصلحت و حكمتى در آن نباشد و فرستادن پيغمبران كه عبث و بىفائده باشد گمان آنانست كه كافر شدند و بحكمت او نگرويدند و گمان باطل بردند از آتش دوزخ راوى ميگويد كه پس آن شيخ بر پا شد و ميگفت كه انت الامام الذى نرجو بطاعته يوم النجاة من الرحمن غفرانا او ضحت من دينا ما كان ملتبسا . جزاك ربك عنا فيه احسانا . فليس معذرة في فعل فاحشة . قد كنت راكبها فسقا و عصيانا . لا لا و لا قائلا ناهيه أوقعه . فيها عبدت اذا يا قوم شيطانا . و لا احب و لا شاء الفسوق و لا . قتل الولى له ظلما و عدوانا . انى يحب و قد صحت عزيمته . ذو العرش اعلن ذاك الله اعلانا « مترجم گويد » كه در بعضى از نسخ توحيد بجاى يوم النجاة يوم المعاد است و در كافى بجاى من ديننا من امرنا و بجاى عنا فيه احسانا بالاحسان احسانا واقع است و مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب مىگويد كه محمد بن عمر حافظ در آخر اين حديث چيزى را ذكر نكرده مكر دو بيت از اين شعر را از اول آن چنان كه در كافى نيز چنين است و ترجمهء همه اين بيتها اينست كه توئى پيشوائى كه اميدواريم بواسطهء فرمان‌برداريش در روز رهائى يافتن و يا روز بازگشتن آمرزش را از خداوند بخشاينده روشن ساختى از دين ما يا از كار ما آنچه را كه مشتبه و پوشيده بود پروردگارت تو را جزاء دهد از ما در آن نيكى را يا تو را جزاء نيكو عطاء فرمايد به اين نيكى كه با ما كردى پس نيست بهانهء در كردن كار زشتى كه من بر آن سوار و مرتكب آن بودم از روى بيرون رفتن از دائرهء فرمان و نافرمانى نه نه و نه گوينده‌ام كه نهىكننده‌اش افكنده او را در آن كار زشت پرستيده‌ام در آن هنگام كه اين را بگويم ديو فريبنده سركشى را و دوست نداشته و نخواسته