با هر كه من در مقام جنگم پس با آن حضرت بر اين وضع بيعت كردند .
« مترجم گويد » كه مؤلف گفته كه محمد بن على بن حسين مصنف اين كتاب ميگويد كه اجل و زمان مردن انسان همان وقت مردن او است و اجل زندگيش همان وقت زندگيش و اين است معنى قول خداى عز و جل
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
يعنى پس چون بيايد وقت ايشان كه مدت عمر مقرر بسر آيد از پس نيايند از آن اجل ساعتى و پيشى نگيرند بر آن يعنى اجل به هيچ وجه متقدم و متاخر نشود و اگر انسان بمرگ خود بميرد كه بر فراش و در رختخواب جان از بينيش بيرون آيد يا كشته شود اجل مردنش همان وقت مردن او است و گاه باشد كه روا باشد كه كشته چنان باشد كه اگر كشته نميشد در همان ساعت ميميرد و گاه باشد كه چنان باشد كه اگر كشته نميشد باقى ميماند و علم اين از ما مغيب و پنهان شده و خداى عز و جل فرموده است كه
قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ
يعنى بگو اى محمد كه اگر ميبوديد اى منافقان در خانهاى خود و بجنگ برنميخواستيد و بيرون نمىآمديد هر آينه بيرون مىآمدند كسانى كه نوشته شده است در لوح محفوظ بر ايشان كشته شدن بسوى خوابگاههاى خويش كه مراد از آن كشتنگاهست و نيز خداى عز و جل فرموده كه
قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ
يعنى بگو كه هرگز سود ندهد شما را گريختن اگر بگريزيد از مردن يا كشته شدن و اگر جماعتى در يكوقت كشته شوند روا باشد كه گفته شود كه همه ايشان باجلهاى خود مردند و گفته شود كه ايشان اگر كشته نشده بودند همان ساعت ميمردند چنان كه روا بود كه و باء كه مردن عام است در همهء ايشان واقع شود و ايشان را در يك ساعت بميراند و چنان بود كه روا نبود كه گفته شود كه ايشان به غير اجلهاى خود مردند و في الجمله اجل انسان همان وقتى است كه خداى عز و جل دانسته كه او در آن وقت ميميرد يا كشته مىشود و قول حضرت اما حسن ( ع ) در شان پدرش صلوات اللَّه عليه كه به قدر زيست و باجل مرد تصديق است از براى آنچه ما آن را در اين باب گفتيم و خدا به من خويش توفيق دهنده از براى صواب است .