و مكتسب و مستطيع آيا نمىبينى كه همهء اينها صفاتى است كه انسان به آنها وصف مىشود . و سؤال كردى خدا تو را رحمت كند از توحيد و آنچه كسانى كه در نزد تواند يا پيش از تو بودهاند بسوى آن رفتهاند پس برتر است خدائى كه مانند او چيزى نيست و او است شنواى بينا و خدا برتر است از آنچه وصفكنندگانى كه خداى تبارك و تعالى را بخلقش تشبيه ميكنند آن را وصف مىنمايند و بر خداى عز و جل افتراء مىبندند پس بدان خدا تو را رحمت كند كه مذهب صحيح در توحيد آن چيزى است كه قرآن بر آن نازل شده از صفات خداى عز و جل پس بطلان و تشبيه را از خدا دور كن كه نفى و تشبيهى نيست او است خداى ثابت موجود و خدا برتر است از آنچه وصفكنندگان آن را وصف ميكنند و از قرآن در مگذر كه بعد از بيان تو را گمراه مىكند و سؤال كردى خدا تو را رحمت كند از ايمان پس ايمان اقرار به زبان و عقد بدل و عمل به اركانست و ايمان بعضى از آن از بعضى است و گاهست كه بنده مسلمان مىباشد پيش از آنكه مؤمن باشد و مؤمن نميباشد تا آنكه مسلمانان باشد پس اسلام پيش از ايمان است و آن با ايمان شركت دارد پس هر گاه بندهء كبيرهء را از گناهان كبيره به عمل آورد كه خداى عز و جل از آنها نهى فرموده خارج از ايمان باشد و نام ايمان از او ساقط و نام اسلام بر او ثابت باشد پس اگر توبه نمود و آمرزش طلبيد بسوى ايمان برگردد و او را بيرون نبرد بسوى كفر و انكار و حلال شمردن و هر گاه از براى حلال بگويد كه اينك حرام است و از براى حرام كه اينك حلال است و به اين ديندارى و اعتقاد كند پس در نزد آن بيرون باشد از ايمان و اسلام بسوى كفر و بمنزلهء مردى باشد كه در حرم داخل شود و بعد از آن داخل خانهء كعبه شود و در خانهء كعبه حدثى را پديد آورد از خانهء كعبه و از حرم بيرون شود و گردنش را بزنند و بسوى آتش دوزخ باز گردد « مترجم گويد » كه مؤلف اين كتاب ميگويد كه مراد ما از اين حديث آن چيزى بود كه در آن موجود است از ذكر قرآن و معنى آنچه در آنست كه قرآن غير مخلوق است يعنى غير مكذوب است و به آن قصد نميكند كه آن محدث
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: اردكانى
ص٢٥٥