و سين سناء خدا و ميم ملك خدا راوى ميگويد كه عرض كردم كه الله يعنى چه فرمود كه الف آلاء و نعمتهاى خدا است بر خلقش از نعيم بولايت ما و لام الزام خدا است خلق خود را كه ولايت ما را بر ايشان لازم گردانيده عرض كردم كه هاء چه معنى دارد فرمود كه هوان و خوارى از براى كسى است كه با محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين مخالفت كرده عرض كردم كه رحمان فرمود كه بخشاينده است بهمهء عالم عرض كردم كه رحيم فرمود كه مهربانست بمؤمنان بخصوص حديث كرد ما را پدرم « رضى » گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از سلمة بن خطاب از قاسم بن يحيى از جدش حسن بن راشد از ابو الحسن حضرت موسى بن جعفر ( ع ) كه گفت سؤال كردم او را از معنى الله فرمود يعنى مستولى شده بر آنچه دقيق و جليل باشد يعنى بر همه چيز غلبه دارد .
حديث كرد ما را محمد بن قاسم جرجانى مفسر « ره » گفت كه حديث كردند ما را ابو يعقوب يوسف بن محمد بن زياد و ابو الحسن حضرت على بن محمد بن سيار و هر دو از شيعهء امامى مذهب بودند از پدران خويش از ابو الحسن حضرت على بن محمد عليهما السلام در قول خداى عز و جل
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
فرمود كه الله همان كسى است كه هر مخلوقى در نزد بريده شدن اميد از هر كه غير او است و پاره پاره شدن اسباب از همهء آنچه سواى او باشد در نزد حاجتها و سختيها بسوى او پناه ميبرد ميگويد يا ميگوئى بسم الله يعنى يارى ميجويم بر همهء كارهاى خويش بخدائى كه عبادت و پرستش درست نباشد مگر از براى او آنكه فرياد رسنده است هر گاه فريادرسى از او خواسته شود و جواب دهنده هر گاه خوانده شود و اين آن چيزيست كه مردى به حضرت صادق ( ع ) عرض كرد كه يا ابن رسول الله مرا بر خدا دلالت و رهنمائى كن كه او چيست چه صاحبان جدال بر من بسيار شدهاند و مرا حيران و سرگردان نمودهاند حضرت به آن مرد فرمود كه اى بندهء خدا هرگز بر كشتى سوارشدهء عرض كرد آرى فرمود كه آيا كشتى شكسته كه تو در آن باشى در جايى كه نه كشتى باشد كه تو را برهاند و نه شنائى كه تو را بىنياز گرداند عرض كرد آرى فرمود كه آيا در آنجا و در آن زمان دلت به اين در آويخته و چنك