تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
گفتهء و ما قرآن را مفصل و موصل يافتيم كه بعضى از آن ببعضى پيوند و بعضى از آن از بعضى جدا است و بعضى از آن غير از بعضى ديگر و بعضى از آن پيش از بعضى است چون ناسخى كه از منسوخ متاخر باشد پس اگر آنچه اينك صفت آنست حادث نباشد دلالت بر حدوث محدثات باطل شود و اثبات محدث و پديد آورندهء آنها بتناهى و تفرق و اجتماع آنها متعذر و محال باشد و چيز ديگر و آن اينست كه عقول شهادت داده‌اند و امت اجماع كرده‌اند كه خداى عز و جل در اخبارش صادق است و معلوم است كه دروغ آنست كه خبر دهد بودن آنچه نبوده باشد و خداى عز و جل از فرعون و قولش خبر داده كه
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
يعنى منم پروردگار شما و متولى . همهء امور شما كه بزرگتر و برترم از همهء شما و از خدايان ديگر كه بهر كه ميخواهم ضرر ميتوانم رسانيد و هيچ كس ضرر به من نتواند رسانيد پس هيچ خداى از من برتر نباشد و از نوح خبر داده كه آن حضرت پسرش را آواز داد و او بر كرانهء از كشتى دور ايستاده بود كه
يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ
يعنى اى پسرك من سوار شود در كشتى با ما و مباش از ناگرويدگان تا غرق نشوى پس اگر اين قول و اين خبر قديم باشد پيش از فرعون و پيش از گفتنش آنچه را كه از او خبر داده خواهد بود و اينكه دروغ است و اگر يافت نشده باشد مگر بعد از آنكه فرعون اين را گفته باشد پس آن حادث است زيرا كه آن موجود شده بعد از آنكه نبوده و امر ديگر و آن اين است كه خداى عز و جل فرموده كه
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
يعنى و هر آينه اگر خواهيم هر آينه ببريم آن چيزى را كه وحى كرده‌ايم بسوى تو و قول آن جناب
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
يعنى هر چه منسوخ ميكنيم از آيتى آيات قرآن بر وفق مصلحت خلقان و مقتضاى زمان يا فراموش ميگردانيم آن را و از دلهاى ميبريم مىآوريم بهتر از آن آيهء منسوخ را در نفع بندگان يا مثل و مانند آن و آنچه مثل دارد يا جائز است كه بعد از وجودش معدوم شود لا محاله حادث است و تصديق اين آن چيز است كه استاد ما محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » آن را در جامع خويش اخراج نموده