تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
هلاك و نابود ميسازد و عقوبت مىكند ايشان را و اين چون قول خداى عز و جل است كه
أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ
يعنى نابود كرد خدا كارهاى ايشان را و آنها را بسبب كفر ايشان باطل گردانيد و فرو ريزانيد . « وفى » وفى معنيش آنست كه خدا بعهد ايشان وفاء مىكند و بعهد خويش ايفاء مينمايد و تمام ميفرمايد گفته مىشود كه مرد وفى و موفى يعنى كسى كه عهد خود را بجا مىآورد و قد وفيت بعهدك و اوفيت دو لغت است . « وكيل » وكيل معنيش متولى است يعنى كسى كه قائم بحفظ ما است و به آن قيام دارد و اين معنى وكيل بر مال از ما است و معنى دويم آنكه خدا معتمد و پناهست و توكل اعتماد بر او است و پناه آوردن بسوى او . « وارث » وارث معنيش آنست كه هر كه خدا او را مالك چيزى گرداند ميميرد و آنچه در ملكش بوده ميماند و كسى غير از خداى تعالى آن را مالك نميباشد . « بر » بر معنيش صادق است گفته مىشود كه صدق فلان و بر يعنى فلانى راست گفت و گفته مىشود كه برت يمين فلان هر گاه سوگندش راست باشد و ابرها اللَّه يعنى خدا آن را بر صدق و راستى امضاء فرمود . « باعث » باعث معنيش آنست كه خدا برميانگيزد هر كه را در قبرها است و ايشان را زنده ميگرداند و از براى جزاء و بقاء ايشان را محشور ميسازد . « تواب » تواب معنيش آنست كه خدا توبه را قبول مىكند و از گناه در ميگذرد هر گاه بنده از آن توبه و بازگشت كند گفته مىشود كه تاب العبد الى اللَّه يعنى بنده بسوى خدا باز گشت نمود فهو تائب و تواب اليه يعنى پس آن بنده باز گردنده است بسوى آن جناب و تائب و تواب هر دو بر او صادق است و تاب اللَّه عليه يعنى خدا توبهء او را قبول فرموده فهو تواب عليه يعنى پس آن جناب تواب بر او است كه توبهء او را قبول فرموده و او را تائب نميگويند و توب بمعنى توبه است و گفته مىشود كه أتاب فلان من كذا در حالى كه