تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
را شكر مىكند و اين توسع و مجاز است زيرا كه شكر در لغت شناختن احسان و او است كه با بندگانش محسن و نيكوكار و بر ايشان منعم است و ليكن خداى سبحانه و تعالى چون فرمانبرداران را بر فرمان بردارى ايشان جزاء دهنده بود جزاء دادن خود را شكر از براى ايشان قرار داد بر وجه مجاز چنان كه مكافات منعم شكر ناميده شده . « عظيم » عظيم معنيش سيد است و سيد قوم عظيم و جليل ايشانست و معنى دويم آنكه خدا بعظمت وصف مىشود به جهت غلبه او بر چيزها و قدرتش بر آنها و از براى همين وصف‌كنندهء به اين تعظيم‌كننده باشد و معنى سيم آنكه خدا عظيم است زيرا كه همهء آنچه غير از او باشد از برايش خوار و فروتنى نماينده است پس او است كه سلطانش بزرگ و شانس عظيم است و معنى و معنى چهارم آنكه خدا مجيد است گفته مىشود كه عظم فلان في المجد عظامة يعنى فلانى در مجد بزرگ شد بزرگ‌شدنى و عظامت بفتح عين مصدر امر عظيم و كار بزرگست و عظمت از تجبر است و معنى عظيم ستبر و دراز و پهن و گران نيست زيرا كه اين معنيها معانى خلق و نشانهاى صنع و حدوث است و اينها از خداى تبارك و تعالى منفى است و در خبر روايت شده كه خدا عظيم ناميده شده زيرا كه او خالق خلق عظيم و پروردگار عرش عظيم و خالق آنست . « لطيف » لطيف معنيش آنست كه خدا ببندگانش لطف دارد پس او بايشان لطف دارد و با ايشان نيكوكار و منعم بر ايشانست و لطف نيكى و نواختن است گفته مىشود كه فلانى لطيف است بمردمان يعنى نيكوكار با ايشانست كه با ايشان نيكى مىكند و يلطفهم الطافا بمعنى ببرهم برا باشد و ليكن الطف با باء استعمال مىشود كه بر سر مفعول دويم باشد چون الطفه بكذا و معنى دويم آنكه خدا در تدبير و كار خود لطيف است و گفته مىشود كه فلانى لطيف العمل است يعنى كارش پاكيزه و در خبر روايت شده كه معنى لطيف همان خالق از براى ما خلق لطيف است چنان كه خدا عظيم
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 238 | اردكانى / الشيخ الصدوق