تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بلكه هر دو دستش گشاده است و اين كنايه باشد از بسط رحمت و نعمت خدا يعنى جود او وافر كرمش وافى است چنان كه كسى بىانديشه و خوف فناى مال ، بهر دو دست عطاء مىكند . پدرم « ره » گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از پدرش از على بن نعمان از اسحق بن عمار از آنكه اسحق از او شنيده بود از حضرت صادق ( ع ) كه در قول خداى عز و جل
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
فرمود كه ايشان قصد نكردند كه آن جناب چنين است و ليكن ايشان گفتند كه از كار فارغ شده پس نميافزايد و كم نميكند خداى جل جلاله به جهت تكذيب از براى قول ايشان فرمود كه
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
يعنى روزى ميدهد چنان كه ميخواهد چه بر وفق حكمت و مصلحت گاهى توسيع نعمت مىكند و وقتى تضييق آن مىنمايد و بنا بر آنچه در حديث تفسير شده معنى آيه اين مىشود كه بهر وضع كه خواهد كار مىكند و تغيير و تبديل مىدهد آيا از خداى عز و جل نمىشنوى كه ميفرمايد
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
و معنى آن در باب شصت و چهارم مىآيد . حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از محمد بن عيسى از مشرفى بفاء سعفص نه قاف قرشت يعنى عبد اللَّه بن قيس از ابو الحسن حضرت امام رضا ( ع ) كه گفت شنيدم از آن حضرت كه ميفرمود
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
به آن حضرت عرض كردم كه او را دو دست است همچنين و بدست خود اشاره بدستهاى آن حضرت نمودم فرمود نه اگر چنين ميبود مخلوق و آفريده بود .

« باب بيست و ششم » در بيان معنى خوشنودى خداى عز و جل و خشم او

پدرم رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد مرا احمد بن ادريس از احمد بن ابى عبد اللَّه از
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 170 | اردكانى / الشيخ الصدوق