تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

« باب بيست و چهارم » در بيان معنى چشم و گوش و زبان خدا

پدرم رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عيسى از حسين بن سعيد از فضالة بن ايوب از ابان بن عثمان از محمد بن مسلم كه گفت شنيدم از حضرت صادق ( ع ) كه ميفرمود بدرستى كه خداى عز و جل را خلقى است كه ايشان را از نور و رحمت خود آفريده از رحمتش به جهت رحمتش پس ايشان چشم نگران خدايند و گوش شنواى او و زبان گويايش در آفريدگانش باذن خويش و امينان او بر آنچه فرو فرستاده از محو كردن بدى يا ترسانيد يا حجت و برهان پس گناهان را بايشان محو و نابود مىكند و ظلم را بايشان باز ميدارد و رحمت را بايشان فرود ميارد و بايشان مرده را زنده ميگرداند و بايشان زنده را ميميراند و خلق خود را بايشان امتحان ميفرمايد و بايشان در ميان خلقش به حكم خويش حكم مىكند من عرض كردم كه فداى تو گردم اين گروه كيانند فرمود كه اوصياء عليهم السلام‌اند .

« باب بيست و پنجم » در معنى قول خداى عز و جل وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ

يعنى و گفتند يهود كه دست خدا بسته شده يعنى از عطاء و مراد آنكه آن جناب بخيل است و چيزى بما نميدهد و روزى را بر ما تنگ ميسازد بسته باد دستهاى ايشان يعنى از خير يا هميشه خوار و حقير و عاجز و فقير باشند و لعنت بر ايشان باد به آنچه گفتند
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 169 | اردكانى / الشيخ الصدوق