تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
بيعت ميكنند پس هر يك از اين و مانند اين بر وجهى است كه براى تو ذكر كردم و همچنين است خوشنودى و خشم خدا و غير اينها از چيزها از هر چه به اين شباهت داشته باشد در اينكه بر خدا روا نباشد و اگر چنين باشد كه خشم و اندوه و دلتنگى به خدا رسد با آنكه آن جناب همانست كه اينها را پديد آورده و ايجاد فرموده هر آينه گويندهء را روا باشد كه اين را بگويد كه خداى هستى دهنده در روزى هلاك ميگردد و نيست و نابود مىشود زيرا كه هر گاه دلتنگى و خشم بر او داخل شود تغير مزاجى بر او داخل شود و در او راه يابد و چون تغير بر او داخل شود بر او از هلاكت ايمن نتوان بود و اگر اين امر همچنين باشد هستى دهنده از هستى داده شده و توانا از آنكه بر او توانائى ميتوان داشت و آفريننده از آفريده شده شناخته نشود و كسى نتواند كه او و ايشان را از يك ديگر تميز دهد و خدا برتر است از اين قول و اعتقاد برترى بزرگ و او است كه چيزها را آفريده بىآنكه حاجتى به آنها داشته باشد پس هر گاه آفرينش براى احتياج نباشد بايد كه اندازه و چون و چگونگى را در باب آن جناب ممتنع و محال شمرد پس اين را بفهم اگر خدا خواسته باشد . حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل « ره » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از عباس بن عمر و فقيهى از هشام بن حكم كه مردى حضرت صادق ( ع ) را سؤال نمود از خداى تبارك و تعالى كه آيا او را خوشنودى و خشمى هست فرمود آرى و ليكن آن بروشى كه از آفريدگان يافت مىشود نيست و بيان آن اينست كه خوشنودى و خشم حالتى است كه بر شخص داخل مىشود و او را از حالتى به حالت ديگر نقل مىكند كه عمل را مىپذيرد و مركب است از اجزاى متنافيه يا از ذات و صفت و چيزها را در او مدخليتى هست چه آنها كه در صورت و كيفيت مغايرت دارند و هر يك از آنها را خواهش تغير ديگر و شكستن سورت آنست كه مدخليتى در تحقق حقيقت او دارند كه با حقيقت تغير منافات ندارد و ميتواند كه معنى اين باشد كه ادراك و كيفيات نفسى چون خوشنودى و خشم در او داخل مىشود و او را از حالى بحالى ميگرداند و آفريدگار ما چيزها را در او مدخليتى نيست يكتا و يگانه ايست كه تركيبى در او نيست نه در خارج و