تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
نه در ذهن واحدى الذات است كه وجودش بر ذات مقدسش زائد نباشد و احدى المعنى كه او را صفات متكثره متغايره نباشد پس خوشنوديش ثواب او است و خشمش عقاب و باز خواستش بىآنكه در چيزى در او داخل شود كه او را بهيجان آورده و از حالتى به حالت ديگر نقل كند زيرا كه اين صفت آفريدگان است كه عاجز و محتاجند و آن جناب تبارك و تعالى توانائى است عزيز كه او را هيچ حاجتى نيست بسوى چيزى از آنچه آفريده و همهء آفريدگانش بسوى او احتياج دارند جز اين نيست كه چيزها را بدون حاجت و سببى آفريده از روى اختراع و ابتداع كه از سر نو چيزى را پديد آوردن باشد . « مترجم گويد » كه اين حديث در كافى نيز مذكور است و با آنچه مؤلف ذكر كرده مخالفت دارد بزياده و نقصان اما زياده بر آنچه مؤلف ذكر كرده آنست كه پيش از معتمل بر وزن مشتعل كه ترجمه شد باينكه عمل را مىپذيرد چنين است كه زيرا كه مخلوق ميان تهى است و احتمال دارد كه اعتمال بمعنى اضطراب در عمل باشد و اما نقصان از آن جناب تبارك و تعالى است تا آخر حديث . حديث كرد ما را احمد بن حسن قطان گفت كه حديث كرد مرا حسن بن على سكرى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن زكريا جوهرى از جعفر بن محمد عماره از پدرش كه گفت حضرت جعفر بن محمد صادق ( ع ) را سؤال كردم و به آن حضرت عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه مرا خبر ده از خداى عز و جل كه آيا او را خوشنودى و خشمى هست فرمود آرى و آن بر آنچه از آفريدگان يافت مىشود نيست و ليكن خشم خدا عقابش و خوشنوديش ثواب او است .

« باب بيست و هفتم » در معنى قول خداى عز و جل وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي

كه ترجمه‌اش اينست كه پس چون درست كنم او را يعنى خلقت