تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
على بن ابى طالب ( ع ) است كه نه يهودى است و نه نصرانى عرض كردم كه
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
فرمود نزديك باشد كه علم از دهان عالم از آل محمد بيرون آيد پيش از آنكه به آن نطق كند عرض كردم كه
نُورٌ عَلى نُورٍ
فرمود كه امام است در اثر امام يعنى امامى كه بعد از امام ديگر باشد . « مترجم گويد » كه آنچه در اين حديث واقع شده از رد كانها با ضمير مؤنث و و اثبات كانه بضمير مذكر خفاء و اشكالى دارد زيرا كه اين ضمير راجع است بلفظ « الزجاجة » و آن مؤنث است پس بايد كه ضمير بسوى آن مؤنث باشد و هر چند كه تذكير ضميرش باعتبار تذكير خبر كه كوكب است يا بتأويل زجاجه بقنديل جائز باشد و موجب صحت تذكر ضمير شود مگر آنكه صحت تأنيث آن را دفع نميكند مگر آنكه به اين طريق نازل شده باشد كه غير آن درست نيست و هر چند كه بحسب عربيت درست بلكه اظهر باشد و ممكن است كه لفظ الزجاجة در آيه نباشد چنان كه در اين حديث نيست و بناء بر اين ضمير در كانه راجع بمصباح است . حديث كرد ما را ابراهيم بن هرون هيثمى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن احمد بن ابى الثلج گفت كه حديث كرد ما را جعفر بن محمد بن حسين زهرى گفت كه حديث كرد ما را احمد بن صبيح گفت كه حديث كرد ما را ظريف بن ناصح از عيسى بن راشد از حضرت محمد بن على بن حسين ( ع ) كه در قول خداى عز و جل
كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ
فرمود كه مشكاة نور علم است در سينهء پيغمبر ( ص )
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
زجاجة سينهء على ( ع ) است و علم پيغمبر ( ص ) بسوى سينهء على ( ع ) منتقل گرديده كه پيغمبر ( ص ) بعلى ( ع ) آموزانيد الزجاجة كانه يا كانها بنا بر اختلاف نسخ توحيد
كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ
فرمود يعنى نور علم
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
فرمود نه منسوب بيهود است و نه منسوب به نصارى
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
فرمود نزديك باشد كه عالم از آل محمد بعلم تكلم كند پيش از آنكه از او سؤال شود
نُورٌ عَلى نُورٍ
يعنى امامى كه بنور علم و حكمت مؤيد باشد و در آثر امامى ديگر از آل محمد و اين امر از نزد و پيش آدم بوده تا آنكه قيامت بر پا شود پس اين گروه اوصياءاند كه خداى عز و جل ايشان را خليفه‌هاى خود