تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

« باب شانزدهم » در تفسير قول خداى عز و جل نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ

يعنى فراموش كردند خدا را او مراد اينست كه ياد او و فرمان بردارى او را ترك كردند و احكام او را واگذاشتند و پيروى آنها نكردند مانند كسى كه ناشى باشد و اصلا آن را بخاطر نياورد پس خدا فراموش كرد ايشان را يعنى ايشان را واگذاشت در آتش و به ياد نياورد مانند چيزى كه فراموش كنند و هرگز به ياد نياورند و فضل و لطف خود را از ايشان باز داشت . حديث كرد ما را محمد بن محمد بن عصام كلينى « ره » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يعقوب كلينى گفت كه حديث كرد ما را على بن محمد معروف بعلان گفت كه حديث كرد ما را ابو حامد عمران بن موسى بن ابراهيم از حسن قاسم بن رقام از قاسم بن مسلم از برادرش عبد العزيز بن مسلم كه گفت حضرت امام رضا ( ع ) را سؤال كردم از قول خداى عز و جل
نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ
فرمود كه خداى تبارك و تعالى فراموشى ندارد و سهو نميكند و جز اين نيست كه آفريدهء كه حادث شده فراموش و سهو مىكند آيا از آن جناب عز و جل نمىشنوى كه ميفرمايد
وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا
يعنى نبود و نيست و نخواهد بود پروردگار تو را فراموش كار و مراد اين است كه بر حال تو آگاهست و هر گاه مصلحت تو تقاضا كند ما را بسوى تو ميفرستد پس فرو نيامدن ما فرقه فرشتگان بر تو به جهت عدم امر و مشيت او است نه به جهت نسيان او و جز اين نيست كه سزا ميدهد كسى را كه او را فراموش كرده و ديدن روز خود را فراموش نموده باينكه نفسهاى ايشان را از ياد ايشان ميبرد چنان كه خداى عز و جل فرموده
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
يعنى و مباشيد مانند آنان كه فراموش كردند خدا را پس نفسهاى خدا ايشان را از ياد ايشان برد اين گروه ايشانند بيرون روندگان از دائرة فرمان يعنى كاملان در فسق و