تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
آسمانهايند و هدايت كسانى كه در زمينند چه آن جناب بطريقى همه را به راه راست رهبرى فرموده كه گويا نفس هدايت و حقيقت راه راست نمودنست و از اينجا است كه نور را بمنور و ذو النور و روشنى را بروشن سازنده و خداوند روشنى تغيير و تقدير ميكنند « مترجم گويد » كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه فرقه مشبهه اين آيه را بر اين وضع تفسير ميكنند كه خدا روشنى آسمانها و زمين است و اگر چنين بود هر آينه روا نبود كه زمين در وقتى از اوقات تار يافت شود و كسى آن را تاريك بيابد نه در شب و نه در روز زيرا كه خداى عز و جل بنا بر تأويل ايشان نور و روشنى آنست و آن جناب موجودى است كه معدوم نيست پس يافتن ما زمين را تار در شب و يافتن ما درون آن را نيز تار در روز بر اين دلالت مىكند كه تأويل قول خداى تعالى
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
همان چيزيست كه حضرت امام رضا ( ع ) فرموده نه تأويل مشبهه و دلالت مىكند بر اينكه خداى عز و جل رهنماى اهل آسمانها و زمين است و از براى اهل آسمانها و زمين امور دين و مصالح ايشان را بيان و آشكار فرماينده و چون اهل آسمانها و زمين چنانند كه بسوى صلاح و امور دين خويش به خدا و بهدايتش هدايت مييابند چنان كه بنورى كه خدا آن را از براى ايشان در آسمانها و زمين آفريده بسوى صلاح دنياى خود هدايت مييابند فرموده كه او نور آسمانها و زمين است بنا بر اين معنى و اين نام را بر خودش جارى فرموده از روى توسع و مجاز زيرا كه عقول بر اين دلالت دارند كه روا نباشد كه خداى عز و جل نور و روشنى باشد و نه از جنس نورها و روشنى زيرا كه آن جناب آفرينندهء نورها و خالق همهء اجناس چيزها است و نيز قول او كه فرموده مثل نوره بر اين دلالت مىكند و جز اين نيست كه صفت نوره را اراده فرموده يعنى صفت نور خدا و داستان عجيب آن و اين نور غير خدا است زيرا كه خدا آن را تشبيه فرموده بچراغ و بروشنيش كه او را در اين آيه ذكر نموده و وصف فرموده و جائز نيست كه خودش را بچراغ تشبيه كند زيرا كه خدا مانند و نظيرى ندارد پس درست شد كه نورش كه آن را بچراغ تشبيه فرموده همان دلالت او است كه اهل آسمانها و زمين را بر مصالح دين ايشان و بر توحيد پروردگار ايشان و حكمت و عدلش رهبرى