تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
گردانيده در زمين خود و حجتهاى خود بر خلق خود كه زمين در هر عصر و زمانى از يكى از ايشان خالى نباشد و بر صحت اين مطالب دلالت مىكند قول ابو طالب در شأن رسول خدا ( ص ) انت الامين محمد قرم اعز مسود لمسودين اطائب كرموا و طاب المولد انت السعيد من السعود . تكنفتك الا سعد من لدن آدم لم يزل فينا وصى مرشد . فلقد عرفتك صادق . بالقول لا تتفند . ما زلت تنطق بالصواب و انت طفل امرد . يعنى توئى استوار و كسى كه بر او اعتماد باشد اى محمد يا توئى محمد و ستوده و مهتر بزرگوار يا عزيز و عزيز ترى كه مهتر گردانيده شده يعنى خدا تو را بر همه كس مهتر ساخته از براى مهتر گردانيده‌شدگان خوبترانى كه با مروت و بزرگوار و گرانمايه و بخشنده بودند و مولد ايشان خوش بوده كه حلال زاده بوده‌اند توئى نيك بخت خجسته از سعدها كه گرد تو را گرفته‌اند و خجسته‌تر و از نزد آدم پيوسته در ميان ما وصى راه راست نمايندهء بوده كه مردم را ارشاد مينموده و آن وصى مرشد بر طرف نشده پس هر آينه بحقيقت كه شناخته‌ام تو را راست گوئى كه در گفتار بدروغ نسبت نميشوى و كسى تو را بعجز و كمى عقل و مثل اينها نسبت نميتواند داد و ملامت نميتواند نمود و پيوسته گويا بودهء بصواب يعنى به حق و راستى و تو بچهء بودى كه ريش بر نياورده بودى و مؤلف بعد از ذكر اين اشعار گفته كه ميگويد كه پيوسته بعلم تكلم ميكردى و سخن ميگفتى پيش از آنكه بسوى تو وحى شود و تو طفل بودى چنان كه ابراهيم ( ع ) بقوم خود فرمود و آن حضرت كوچك بود كه
إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
يعنى بدرستى كه من بيزارم از آنچه شما شرك مىآوريد و شريك خدا مىسازيد و چنان كه عيسى ( ع ) در گهواره سخن گفت و گفت كه
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ
تا آخر آيه كه ترجمه‌اش اينست كه بدرستى كه من بندهء خدايم داده است مرا كتاب يعنى حكم فرموده كه انجيل به من دهد و بعضى گفته‌اند كه در شكم مادر تورات را به من تعليم داده و گردانيد مرا پيغمبر و ساخت مرا با بركت و نفع در هر جا كه باشم و بهر موضع كه توجه نمايم و وصيت كرد مرا يعنى امر فرمود به نماز و زكات مادام كه زنده باشم و ابو طالب را در قصيدهء لاميه‌اش كه روى و حروف آخر آن لام است مثل اين در شان رسول خدا ( ص ) مذكور است در وقتى كه