فرمود كه دروغ گفتند و ملحد شدند كه از حق ميل كردند و خدا را بخلق تشبيه نمودند و خدا از اين برتر است بدرستى كه آن جناب شنوائى است بينا كه مىشنود به آنچه مى بيند و مىبيند به آنچه مىشنود راوى ميگويد كه عرض كردم كه گمان ميكنند كه بينا است بر وضعى كه آن را تعقل مينمايند و ميفهمند راوى ميگويد كه حضرت فرمود كه خدا از اين برتر است جز اين نيست كه آنچه بصفت مخلوق باشد معقول مىشود و عقل آن را تعقل مىكند و خدا چنين نيست .
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل « ره » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش از عباس بن عمر و از هشام بن حكم كه در حديث زنديقى كه از حضرت صادق ( ع ) سؤال نمود گفت كه زنديق به آن حضرت عرض كرد كه آيا گمان دارى كه خدا شنواى بينا است حضرت صادق ( ع ) فرمود كه آن جناب شنواى بينا است شنوا است بىجارحه و عضو و بينا است بىآلت و اداة بلكه بنفس خود مىشنود و بنفس خويش مىبيند و قول من كه بنفس خود مىشنود اين نيست كه خدا چيزيست و نفس چيز ديگر و ليكن خواستم كه از جانب خود عبارتى بگويم زيرا كه مسئول بودم و از من سؤال شده بود و خواستم كه تو را بفهمانم زيرا كه سائل بودى و چيزى پرسيدهاى و جواب ميخواهى پس ميگويم كه خدا بهمهء خود مىشنود نه به اين معنى كه همهء او آن را بعضى هست و ليكن خواستم كه تو را بفهمانم و از جانب خود از اين مطلب تعبير كنم و باز گشت من در اين قول نيست مگر بسوى آنكه خدا شنواى بيناى داناى آگاهست بىآنكه ذات مقدس اختلافى بهم رساند و نه آنكه معنى مختلف شود حاصل معنى آنكه همهء اينها بذات است و عضو و آلتى ندارد .
حديث كرد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار از پدرش از احمد بن محمد از حسين بن سعيد از قاسم بن محمد از عبد الصمد بن بشير از فضيل بن سكره كه گفت به حضرت باقر ( ع ) عرض كردم كه فداى تو گردم اگر صلاح دانى كه مرا تعليم فرمائى تعليم فرما كه آيا خداى جل ذكره پيش از آنكه خلق را بيافريند ميدانست كه اوى تنها است و شريكى در وجود ذاتى ندارد يا آنكه موجود است بىآنكه ديگرى وجود
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: اردكانى
ص١٣٩