ما را محمد بن يحيى عطار از حسين بن حسن بن ابان از محمد بن اورمه از على بن حسين بن محمد از خالد بن يزيد از عبد الأعلى از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود نام خدا غير خدا است و هر چيزى كه نام چيز بر آن واقع شود مخلوق است مگر خدا و اما آنچه زبانها از آن تعبير كند يا دستها در آن كار كند مخلوق است و لفظ اللَّه كه فارسى آن خدا است غايت و نام كسى است كه آن را غايت و نام قرار داده كه نظر خلائق به آن ميرسد و غايت نظر ايشان واقع مىشود و مغيى بر وطن ثريا يعنى ذات مقدس كه غايت از براى آن قرار دادهاند غير غايت است كه نظر خلق به آن منتهى مىشود و غايت مصوف است به وصف معلوم و هر موصوفى مصنوع است كه كسى آن را ساخته و صانع چيزها موصوف نيست باندازهء معينى و كسى او را بوجود نياورده كه هستى او را بصنعت غير او بشناسد و تا غايتى متناهى نشده مگر آنكه آن غايت غير او بوده و هر كه اين حكم را كه بيان كرديم بفهمد هرگز خوار نگردد و اين توحيديست خالص پس آن را اعتقاد كنيد و به آن تصديق نمائيد و بفهميد باذن خداى عز و جل و هر كه گمان كند كه خدا را مىشناسد بحجاب و واسطه ميان او و خلائق يا به صورت عقلى يا تمثال خيالى مشركست زيرا كه حجاب و صورت و مثالى كه قرار داده غير او است و جز اين نيست كه آن جناب يگانه ايست كه او را بيگانگى پرستيدهاند پس چگونه او را بيگانگى ياد نموده آنكه گمان مىكند كه او را به غير او شناخته و هر كه خدا شناخته خدا را به خدا شناخته پس هر كه او را به خودش نشناخته ، چنان نيست كه او را بشناسد بلكه غير او را مىشناسد و خدا آفرينندهء چيزها است نه از چيزى پس بنامهاى خود ناميده شده و آن جناب غير نامهاى خود است و نامها غير او است و موصوف غير وصف است پس هر كه گمان كند كه ايمان دارد به آنچه نمىشناسد گمراه از معرفت است و هيچ آفريدهء چيزى را در نيابد مگر به خدا و شناخت خدا دريافته نميشود مگر به خدا و خدا از خلقش خالى و خلقش از او خالىاند و چون چيزى را خواهد باشد چنان كه خواسته بامر خود بدون نطق و سخن گفتن و بندگان را پناهى نيست از آنچه حكم فرموده و ايشان را حجت و برهانى نيست در آنچه پسنديده و بر هيچ كار و درمانى از آنچه در تنهاى آفريده شده ايشان پديد آورده قدرت
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: اردكانى
ص١٣٧