است بر آنكه آن جناب نخواسته چه احتمال دارد كه نخواسته باشد پس هر گاه خواهد آنچه را كه خواسته چنان كه خواسته خواهد بود و علم خدا مشيت را پيشى گرفته .
حديث كرد ما را حسين بن احمد بن ادريس « ره » از پدرش از محمد بن عبد الجبار از صفوان بن يحيى كه گفت به حضرت كاظم ( ع ) يا امام رضا ( ع ) عرض كردم كه مرا خبر ده از ارادهء كه از خدا و از خلق است فرمود اراده نسبت بخلق انديشهء خاطر است كه در دل ميگيرند و امرى را تصور ميكنند و ذهن بسوى آن متوجه مىشود و آنچه از براى ايشان ظاهر مىشود از فعل و اما نسبت بخداى عز و جل ارادهاش احداث و ايجاد آنست نه غير از آن زيرا كه آن جناب انديشه نميكند و قصد و تفكر نمينمايد كه خوبى و بدى چيزى را بداند و اين صفتها از او دور است و اينها صفات خلق است چه اينها از لوازم جهل و نقصان است پس ارادهء خدا همان فعل است نه غير آن كه به آنچه ارادهء آن دارد ميفرمايد كه باش پس مىباشد بدون صوت و سخنى كه به زبان گفته شود و بىقصد و انديشهء كه در او بهمرسد و چون و چگونگى از براى آن نيست چنان كه خود بيچون و چگونگى است .
پدرم « ره » گفت كه حديث كرد مرا سعد بن عبد الله از احمد بن محمد خالد از پدرش از ابن ابى عمير از ابن اذنيه از محمد بن مسلم از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود مشيت خدا احداث شده يعنى تازه بهمرسيده .
پدرم « ره » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از عمر بن اذينه از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود خدا مشيت يعنى خواست خود را به خود آن آفريد يعنى بىآنكه چيزى در خلقت آن واسطه باشد بعد از آن چيزها را بمشيت آفريد .
مترجم گويد كه بامير محمد باقر داماد حسينى رحمه الله نسبت دادهاند كه او گمان كرده كه مراد از مشيت مشيت بندگان و از چيزها كردار ايشانست و اين معنى دور است چنان كه بر ناقد خبير مستور نيست اگر چه خالى از حسنى نيست و مؤلف بعد از ذكر حديث گفته كه محمد بن على مؤلف اين كتاب ميگويد كه ما هر گاه خداى تبارك و تعالى را بصفات ذات وصف كنيم جز اين نيست كه بهر صفتى از آنها ضد آن را از او دور
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: اردكانى
ص١٤٢