تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
كنى كه هر يك از نفى و اثبات را استعمال نمائى و هر دو در وجود تحقق داشته باشند آن صفت آن صفت صفت فعل است چون اراده رضا و كراهت و غضب و هر صفتى كه به آن ضد آن را از خدا دور كنى چون علم و حيوة و سمع و بصر آن صفت صفت ذات مقدس است چنان كه در آخر اين باب مذكور خواهد شد ان شاء الله تعالى . حديث كرد ما را محمد بن على ماجيلويه « ره » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از محمد بن خالد طيالسى خراز كوفى از صفوان بن يحيى از ابن مسكان از ابو بصير كه گفت شنيدم از حضرت صادق ( ع ) كه ميفرمود خداى عز و جل كه پروردگار ماست هميشه بود و علم ذات او بود و هيچ معلومى نبود كه در حيطهء علم و دانش در آيد و شنوائى ذات او بود و هيچ مسموعى نبود كه در حيطهء شنيدن در آيد و بينائى ذات او بود و هيچ ديده‌شدهء نبود كه در حيطهء ديدن در آيد و قدرت ذات او بود و هيچ مقدورى نبود كه در تحت قدرت و توانائى در آيد بعد از آن چون چيزها را اهداف فرمود و آنها را از سر نو پديد آورد و معلوم مجود شد علم از آن جناب بر معلوم و شنيدن بر شنيده شده و ديدن بر آنچه ديده شود و قدرت بر آنچه مقدور باشد واقع شد ابو بصير ميگويد كه عرض كردم پس خدا هميشه سخنگو بوده فرمود كه سخن گفتن صفتى است كه حادث مىشود و ازلى و هميشهء نيست و خداى عز و جل بود و هيچ سخنگوئى نبود . مترجم گويد كه مؤلف پيش از اين فقره يك فقره را از ميان انداخته چه همين حديث به همين سند از على بن ابراهيم تا آخر در كافى ايراد شده و پيش از اين فقره چنين است كه ابو بصير گفت كه عرض كردم پس خدا هميشه متحرك بوده حضرت فرمود كه خدا از آن برتر است كه حركت كند و بجنبد زيرا كه حركت صفتى است كه بفعل حادث مىشود . حديث كرد ما را پدرم رحمة اللَّه گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عيسى از اسماعيل بن سهل از حماد بن عيسى كه گفت حضرت صادق ( ع ) را سؤال نمودم و عرض كردم كه خدا هميشه ميدانست فرمود چگونه چنين باشد كه بداند و هيچ معلومى نبود راوى ميگويد كه عرض كردم كه پس پيوسته مىشنيد