تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 855

مساهمون:

ص٨٥٥
أو را از دست مأموران رهايى داد . اميرمؤمنان عليه السلام فرستاد نعيم را آوردند ، آن گاه چيزى را برداشت كه أو را بزند ، نعيم گفت : به خدا سوگند كه همراهى با تو ذلت آور ومخالفت با تو كفر آور است . اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : تو اين را مى دانى ؟ گفت : آرى ، فرمود : آزادش كنيد . ( 1 ) 11 - امام عليه السلام در نامه به يكى از كار گزارانش نوشت : اما بعد ، من تو را در امانت خود شريك نمودم وآستركار ورازدار خود قرار دادم ، هيچ مردى از ميان خانواده أم براي همكارى ويارى با من وامانت گزارى به من مطمئن تر از تو به نظرم نمى آمد ، اما همين كه ديدى روزگار بر پسر عمويت سخت گرفته ودشمنش چيره شده وامانت مردم دستخوش يغما گشته واين أمت بنا را بر آشفتگى وسر به هوايى وشوخ چشمى ورسوايى گذاشته يك باره مانند سپر وارونه روى از پسر عمويت برتافتى ومانند ديگران از أو جدا شدى وبسان ناكسان أو را رها ساختى وچون همه خيانت پيشگان به أو خيانت ورزيدى ! نه پسر عمويت را يارى وهمراهى نمودى ونه امانت گزاردى ، گويى در اين كوشش خدا را در نظر نگرفتى وهيچ دليل روشنى از پروردگارت نداشتى ، وبه گمانم با اين أمت در كار دنياشان افسون ونيرنگ به كار مى بردى ونيت فريب دادن وچاپيدن أموال آنها را مى داشتى ، وچون زمينه خيانت به ملت برايت فرآهم شد بي پروا تاختى وبا شتاب دست به يغما زدى ومانند گرگ دونده درنده كه به گله حمله كند وبز زخمى دست وپا شكسته را بگيرد اموالى را كه مسلمانان براي بيوه زنان ويتيمان خود اندوخته بودند ربودى ، سپس شاد وخوشحال اين أموال را به حجاز بردى واز ربودن وبردن آنها هيچ احساس گناه نكردى . بدا به روزگارت ! مثل اين كه ميراث هنگفتى از پدر ومادرت را به خانواده ات سرازير
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار 42 / 186 .
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 855 | حسين استاد ولي / أحمد الرحماني الهمداني