تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
أصلاب پاك وأرحام پاكيزه منتقل ساخت ، وبه هيچ صلبي در نيامدم جز آن كه على با من بود ، وپيوسته چنين بوديم تا خداوند مرا به بهترين رحم يعنى آمنه وعلى را به بهترين رحم يعنى فاطمه دختر أسد سپرد . در زمان ما مرد زاهد وعابدى بود به نام ( مبرم ) كه دويست وهفتاد سال به پرستش خدا سرگرم بود ودر طول اين مدت يك حاجت از خدا نخواسته بود ، خداوند أبو طالب را به نزد أو فرستاد . همين كه چشم مبرم به وى افتاد برخاست ، سر أو را بوسه داد وأو را نزد خويش نشانيد وگفت : تو كيستى ؟ گفت : مردى از تهامه أم . مبرم گفت : از كدام تيره تهامه ؟ گفت : از بني هاشم . مرد عابد دوباره برجست وبار دوم سر أو را بوسه داد وگفت : اى فلانى ، خداوند على أعلى به من الهامى كرده است ، أبو طالب گفت : چه الهامى ؟ گفت : فرزندى از تو متولد مى شود كه ولى خداى بزرگ است . چون شب ميلاد على فرا رسيد زمين روشن شد وابوطالب بيرون آمد در حالي كه مى گفت : اى مردم ، ولى خدا در كعبه به دنيا آمد . ( 1 ) 18 - عبد الله بن مسعود رضي الله عنه گويد : رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : چون خداوند آدم را بيافريد از روح خود در أو دميد ، آدم عطسه اى كرد وگفت : ( الحمد لله ) . خداوند به أو وحى كرد : اى آدم ، مرا ستايش كردى اى بنده من ، به عزت وجلالم سوگند اگر نبودند آن دو بنده اى كه آهنگ آفرينش آنها را دارم تو را در دنيا نمى آفريدم . گفت : خدايا آنان از صلب من خواهند بود ؟ فرمود : آرى ، اى آدم سربردار وبنگر . آدم سرداشت ديد كه بر عرش نوشته : ( معبودى جز الله نيست ، محمد رسول خدا پيامبر رحمت است ، على ولى خدا برپا دارنده حجت خدا بر بندگان أو است ، هر كه حق أو را شناخت پاك وپاكيزه است ، و
هامش
( 1 ) - كفاية الطالب / 406 .