تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢
من گفت : اى كامل بن إبراهيم ، مو بر بدنم راست شد وبه دلم افتاد كه بگويم : لبيك ، سرورم ! گفت : آيا نزد ولى وحجت وباب خدا آمده اى تا از أو بپرسى : آيا جز كسى كه معرفت تو را دارد وبه رأى تو عقيدة مند است به بهشت مى رود ؟ گفتم : آرى به خدا ، گفت ، بنابر اين به خدا سوگند بهشتيان اندك خواهند بود ! به خدا سوگند كه قومي داخل بهشت خواهند شد كه به آنها ( حقية ) گويند . گفتم : سرورم ! آنها كيستند ؟ فرمود : قومي هستند كه از فرط محبت به على به حق أو سوگند مى خورند . . . ( 1 ) 6 - أعمش گويد : در مدينه كنيز سياه نابينايى بود كه به مردم آب مى داد ومى گفت : به عشق علي بن أبي طالب بنوشيد . روزى أو را در مكة ديدم كه بينا شده وبه مردم آب مى دهد ومى گويد : به عشق آن كسى بنوشيد كه خداوند به بركت أو چشمم را به من باز گردانيد . داستانش را از خودش پرسيدم ، گفت : مردى را ديدم كه گفت : اى زن ، تو هوادار ودوستدار علي بن أبي طالب هستى ؟ گفتم : آرى ، گفت : خداوندا ، اگر راست مى گويد چشمش را به أو بازگردان . به خدا سوگند كه خداوند چشمم را به من باز گردانيد ، به أو گفتم : تو كه هستى ؟ گفت : من خضر واز شيعيان علي بن أبي طالب عليه السلام هستم . ( 2 ) 7 - رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : اى على ، آيا مى دانى كه در شب معراج از فرشتگان آسمان درباره تو چه شنيدم ؟ شنيدم كه خدا را به حق تو قسم مى دادند وحوائج خود را روا مى خواستند وبا دوستى تو به خدا تقرب مى جستند وشريفترين عبادت خود را درود بر من وتو مى دانستند ، واز سخنگوى آنها در بزرگترين محفل شان شنيدم كه مى گفت : على حاوي همه أصناف خوبيها ومشتمل
هامش
( 1 ) - الأنوار البهية / 178 . ( 2 ) - سفينة البحار 1 / 391 ، مادة ( خضر ) .