دست مى دهد كه گويى برقهايى است كه بر أو مىجهند وزود خاموش مى شوند ،
واين را در اصطلاح عرفان ( أوقات ) گويند ) . وقشيرى در رساله خود گويد : ( آنها
برقهايى است كه مىجهند وخاموش مى شوند ، وانوارى است كه رخ مى نمايند
وروى مى پوشند . . . ) .
مى بيني كه أو هم مانند حكيمان از همان برقهاى جهنده سخن مى گويد ،
وعارف وحكيم هر دو از ألفاظ اميرمؤمنان عليه السلام پيروى مى كنند چرا كه حكيم
حكيمان وعارف عارفان وآموزگار صوفيان أو است ، واگر اخلاق وسخن
وآموزشهاى گفتارى وعملي آن حضرت در اين فن به مردم نبود احدى از اين
طايفه به چنين سخنانى راه نمى يافت وراه ورود وخروج در اين مباحث را
نمى دانست . ( 1 )
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 11 / 137 .