تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
رسيد ) . ( 1 ) ويراستار كتاب ( كفاية الطالب ) گويد : ابن تغرى بردى از اين فاجعه شادمان شده وبه افتخار گويد : ( عوام دمشق ومردم آنجا از اين حادثه بسيار شادمان شدند وفخرالدين محمد بن يوسف بن محمد گنجى را در جامع دمشق كشتند . اين مرد از أهل علم بود ولى در أو شرى نهفته بود ورافضي خبيثى بود وبا مغولان سازش داشت ) . ( 2 ) 5 - نصر بن على ازدى جهضمى : عسقلانى گويد : ابن أبي حاتم گفته است : از پدرم درباره نصر بن على وأبى حفص صيرفي پرسيدم ، گفت : نصر محبوب تر وموثق تر وحافظ تر از أبى حفص است . گفتم : درباره نصر چه گويى ؟ گفت : ثقة است . أبو علي بن صواف از عبد الله بن أحمد حكايت كرده كه چون نصر بن على اين حديث را خواند : ( رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم دست حسن وحسين را گرفت وفرمود : هر كه مرا واين دو را وپدر ومادر آنها را دوست بدارد در روز قيامت در درجه من خواهد بود ) ، متوكل دستور داد أو را هزار تازيانه بزنند ، جعفر بن عبد الواحد با متوكل صحبت كرد وآن قدر در گوش أو خواند كه اين مرد از أهل سنت است تا متوكل أو را رها كرد . ( 3 ) 6 - علي بن رباح : عسقلانى گويد : ابن سعد أو را در طبقه دوم از أهل مصر ياد كرده وگفته ثقة است . . . وابن حبان نيز أو را در زمره ثقات آورده ، با اين حال ليث گويد : علي بن رباح مى گفت : من حلال نمى كنم كسى را كه مرا ( على ) نامد ،
هامش
( 1 ) - تذكرة الحفاظ 4 / 1441 . ( 2 ) - مقدمه كتاب به نقل از ( النجوم الزاهرة ) 6 / 80 . ( 3 ) - تهذيب التهذيب 10 / 430 . واين حكايت به خوبى مى رساند كه دوستى خمسه طيبه عليهم السلام جرم شمرده مى شده وتنها راه نجات از چنگال آن خبيث ، سنى بودن است .
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 695 | حسين استاد ولي / أحمد الرحماني الهمداني