علامه ومحقق بزرگ محمد حسن مظفر رحمه الله گويد : دلالت اين آية بر امامت
اميرمؤمنان عليه السلام روشن است ، زيرا بعثت پيامبران وگرفتن ميثاق ولايت علي عليه السلام از
آنان واهتمام عظيم دادن به آن تا جايى كه در كنار دو أصل دين يعنى توحيد
ونبوت قرار داده شده ممكن نيست كه جز اين منظورى در كار باشد كه امامت آن
كس را كه مانند محمد صلى الله عليه وآله وسلم بر آنان برترى دارد اثبات مى دارد .
اگر اشكال شود كه آية كريمه نه از نبوت وامامت سخن گفته ونه از گواهى به
توحيد ، زيرا سخن از جعل ( إله ) است نه ارسال به شهادت ، ( فرموده : ( آيا ما
خدايانى قرار داده أيم ؟ ) ونفرموده : ( آيا كساني را به گواهى فرستاده أيم ؟ ) . پاسخ
آن است كه : استفهام در آية استفهام تقريرى است ، يعنى براي تقرير پيامبران
است بر آنچه كه نفى آن براي آنان ثابت گرديده وآن قرار دادن خدايانى در
برابر خداى رحمان براي پرستش است ، ولى چون تقرير رسولان از آن جهت
كه رسولند مناسب با تقرير هدف ومحتواى رسالت آنان هم هست ، چنين
مى نمايد كه از آنان اقرار به محتواى رسالت هم خواسته شده كه همان ارسال به
گواهى به يكتايى خداست . بنابر اين مفاد اين روايات صحيح است كه مراد از آية
پرسش از محتواى رسالت پيامبران مبنى بر گواهى به توحيد است ، وچون بعثت
پيامبران در اين زمينه براي پيامبر ما صلى الله عليه وآله وسلم روشن بوده درست نمى نمايد كه
خداوند بخواهد از پيامبران تنها بر توحيد اقرار بگيرد بلكه سزاوار آن است كه از
آنان بر توحيد به ضميمه چيز ديگرى كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم از آن آگاه نبوده
ونمى دانسته كه پيامبران به آن مبعوث شده اند اقرار بگيرد وآن ضميمه همان
چيزى است كه در اين روايات بيان شده وآن نبوت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم وامامت
اميرمؤمنان عليه السلام است .
اما اين كه چرا اقرار به اين دو چيز در آية ذكر نشده ، براي آن است كه در آية
اكتفا به أصل گرديده كه همان گواهى به توحيد است ، چنان كه برخى از روايات
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 598
مساهمون: حسين استاد ولي
ص٥٩٨