تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
دال بر اين مطلب بىشمار است . . . از جمله خبر إبراهيم اوسى از حضرت رضا عليه السلام است كه فرمود : از پدرم شنيدم كه مى فرمود : ( روزى نزد پدرم بودم كه مردى آمد وگفت : من مردى از هستم وزكات بدهكارم ، آن را به كه بسپارم ؟ فرمود : به ما . گفت : صدقه ( صدقه واجب = زكات ) بر شما حرام است ! فرمود : آرى ، اگر آن را به شيعيان ما برسانى بي شك به ما رسانده اى . گفت : من كسى را براي آن نمى يابم ، فرمود : يك سال منتظر بمان ، گفت : اگر باز هم كسى را نيافتم ؟ فرمود : دو سال انتظار بر ، تا آن كه تا چهار سال را فرمود ، سپس فرمود : اگر باز هم كسى را نيافتى آن را در كيسه اى ريخته ، سر آن ببند وبه دريا افكن ، زيرا خداوند أموال ما وشيعيان ما را بر دشمنان ما حرام فرموده است ) . شايد اين كه در آخر حديث فرموده آن را به دريا بيفكن - بر فرض كه در اين مدت احدى از شيعيان را نيابد ، كه البتة فقط يك فرض است وبعيد است در خارج اتفاق افتد - براي اين است كه مى خواهد با كناية بفهماند كه افكندن آن به دريا وتلف كردن آن در صورت عدم امكان رسانيدن آن به شيعه بهتر وسزاوارتر از رسانيدن آن به مخالفان است . ( 1 ) 5 - علامه حلى رحمه الله گويد : ( در استحقاق زكات ) اسلام تنها كافى نيست بلكه ايمان نيز شرط است ، پس زكات را به غير امامي نبايد داد . همه علماى ما بر همين رأيند بر خلاف همه أهل سنت كه تنها اسلام را شرط مى دانند . دليل ما آن است كه امامت از أركان وأصول دين است وثبوت آن به ضرورت از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم معلوم است ، پس منكر آن در واقع باور دارنده رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در
هامش
( 1 ) - مصباح الفقيه / 104 و 105 . الجواهر 15 / 382 . من گويم : شما را به خدا اى خوانندگان گرامى ، آيا از اين حديث جز اين مى فهميد كه آنان از آن رو مستحق زكات نيستند واز ايمان خارجند كه ركنى از أركان وأصول وأساس اسلام را رها ساخته اند ؟