تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
آنها گرفت . خداوند در اين باره مى فرمايد : ( ما حكم واقعي را به سليمان فهمانديم ) . ( 1 ) اما مولاي ما أمير مؤمنان علي عليه السلام فرمود : ( مرا از آنچه بر فراز عرش است بپرسيد ، مرا از آنچه در زير عرش است بپرسيد ، از من بپرسيد پيش از آن كه مرا از دست بدهيد ) . وهنگامى كه آن حضرت در جنگ خيبر بر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم وارد شد پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به حاضران فرمود : ( برترين ، داناترين وداورترين شما على است ) . حجاج گفت : آفرين اى حره ، أو را به چه دليل بر سليمان برترى مى دهى ؟ گفت : خداوند أو را برترى داده آنجا كه فرموده : ( سليمان گفت : خداوندا ! مرا بيامرز وبه من سلطنتى بخش كه احدى را پس از من نسزد ) . ( 2 ) اما مولاي ما
هامش
( 1 ) - سوره أنبياء / 79 . علامه طباطبائى رحمه الله در تفسير الميزان 14 / 340 گويد : قرآن مى فرمايد : ( آن گاه كه داوود وسليمان حكم مى كردند ) يعنى با هم مشورت ونظر خواهى مى كردند نه اين كه حكم قطعي صادر نمودند . واگر سليمان در حكم آن حادثه دخالت نمود به اجازه پدرش داوود عليه السلام بود وحكمتى داشت وآن اين كه شايد داوود مى خواست با واگذارى حكم به سليمان شايستگى وى را براي خلافت پس از خود نشان دهد . ( نه اين كه داوود در حكم اشتباه كرد وسليمان اصلاح نمود ! ) ( 2 ) - سوره ص / 35 . علامه طباطبائى رحمه الله در تفسير الميزان 17 / 216 گويد : شايد برخى اشكال كنند كه در اين سخن سليمان عليه السلام نوعي بخل وتنگ چشمى هست ، زيرا شرط كرده است كه به أو سلطنتى داده شود كه به هيچ كس ديگر داده نشود . پاسخ آن است كه أو سلطنتى را درخواست كرد كه مختص أو باشد نه اين كه ديگرى از سلطنت ممنوع ومحروم باشد . خلاصه فرق است ميان آن كه سلطنتى اختصاصى بطلبد وآنكه اختصاص به سلطنت بطلبد . ودر تفسير ( كشاف ) 3 / 375 آمده است : سليمان عليه السلام در خانه سلطنت ونبوت رشد يافته بود ووارث اين دو مقام بود ، أو از خدا معجزي خواست وطبق عادت وطبيعت خويش سلطنتى خواست افزون تر از همه سلطنتها به حدى كه خارق العادة بوده وبه حد اعجاز برسد تا دليل نبوتش باشد وبر مردمى كه به سوى آنان مبعوث گشته چيره شود . . . نقل است كه به حجاج گفتند : تو حسودى ، گفت : از من حسودتر كسى است كه گفت : ( خداوندا ، به من سلطنتى بخش كه احدى را پس از من نسزد ) . ونيز از أو حكايت كرده اند كه گفته است : ( أطاعت ما از أطاعت خدا واجب تر است ، زيرا خداوند براي أطاعت خود شرط