لذا حسن چيزى است كه شارع به آن امر مىكند و قبح چيزى است كه او از آن نهى مىكند ، زيرا عقل و اجماع را به اين علم راهى نيست و نيازى به اين دو نمىباشد . « 1 »
اين گفتار اصول كلى اختلافنظر بين معتزليان و اشعريان را روشن مىكند . « 2 » در آيين معتزله خير و شرّ وجودى جوهرى دارند و وابستهء به وحى نيستند . آدمى ، معمولا از راه عقل قضاياى اوليه خيروشر را در مىيابد . « 3 » در خصوص افعالى كه ظاهرا متأثّر از احكام متناقض مىباشند ، بنده از طريق عقل مىتواند دربارهء مرتبهء اين افعال به نتايج ديگرى برسد . او مىتواند اهميت وجوه مختلف را بسنجد و در مورد ارزش فعل بهطور كلى نتيجهگيرى كند . « 4 » علاوه بر اين دو مقوله ، افعال خاصّى هستند كه حسن و قبح آنها با عقل شناخته نمىشود ؛ در اين مورد وحى به بنده كمك مىكند تا آنچه را كه او خود قادر به دانستن آن نيست به او بياموزد . اين مقوله ، براى مثال ، شامل افعال عبادى شود . « 5 » از اينرو وحى ، بنابر استنباط علّامهء حلّى و معتزليان ، شرح مفصلى است از آنچه بنده قبلا آن را به اجمال از راه عقل مىدانسته است . وحى موازين اخلاقى را مشخص نمىكند بلكه آنها را به بشر نشان مىدهد . بنابراين خداوند از طريق وحى كمك مىكند كه بنده به دانشى كامل دربارهء حسن و قبح ذاتى كه او خود فاعل آن است دسترسى پيدا كند . « 6 »
از نظر اشعريان ، خداوند خيروشر را از راه وحى تعيين مىكند . او اين امر را فقط
هامش
( 1 ) - تسليك ، 62 ر ؛ نيز ر . ك : ، معارج ، 121 پ .
( 2 ) - در مورد آراى معتزليان و اشعريان دربارهء ارزشهاى اخلاقى بهطور كلى ، ر . ك : حورانى ، « دو نظريه دربارهء ارزش اخلاقى مربوط به اوايل اسلام »G . F . Hourani , " Two Theories of Value in Early Islam " , Reason and Tradition in Islamic Ethics , by G . F . Hourani ( Cambridge : Cambridge University press , 1985 ) , esp . 57 - 9 ; R . Frnak , " Moral Obligation in Classical Mustim Theory " , The Journal ofفرانك « تكليف »Religion Ethics 11 ( 1983 ) ; 204 - 223 ..
( 3 ) - نيز ر . ك : ج . ف . حورانى . « اصول اخلاقى خردگرايانه عبد الجبار » .G . F . Hourani , " The Rationalist Ethics of Abd al - Jabba ? r " , in Reason and Tradition Islamic Ethics , by G . F . Hourani ( Cambridge : Cambridge University press , 1985 , 103 ;فرانك « تكليف » ، 205 .
( 4 ) - ر . ك : حورانى . « اصول اخلاقى » 104 .
( 5 ) - علامه حلى ، مناهج ، 98 پ .
( 6 ) - ر . ك : حورانى ؛ « اصول اخلاقى » 101 ، 104 ؛ فرانك ، « تكليف » ، 7 - 206 .