فصل 3 عدل
1 . حسن و قبح عقلى در برابر حسن و قبح شرعى « * »
علامهء حلّى درباره منشأ و ماهيت معيارهاى خيروشر با فخر رازى همرأى نبود ، و نظر معتزليان را درباره ذاتى بودن حسن و قبح مىپسنديد . او آراى فرق مختلف را ذكر مىكند و در ضمن آن نظر خود را بيان مىدارد :
معتزليان اتفاقنظر دارند كه چيزهايى وجود دارد كه حسن و قبح آنها ضرورتا معلوم است مانند حسن راستگويى سودبخش ، انصاف ، احسان و سپاسگزارى از نيكوكار و ( نيز ) قبح دروغگويى زيانبخش ، ظلم ، فساد ، و تكليف مالايطاق . چيزهاى ديگرى هست كه حسن و قبح آنها از راه عقل استنباط مىشود . مانند حسن راستگويى زيانبخش و قبح دروغگويى سودبخش . امورى نيز هست كه حسن و قبح آنها از طريق وحى شناخته مىشود . اين بدان معنا نيست كه ( وحى ) علّت حسن و قبح است بلكه وحى آن را آشكار مىكند . . .
اشعريان معتقدند كه حسن و قبح هردو معيارهايى هستند كه شرع آن را بيان مىكند .
هامش
( * ) عنوان اين فصل چنين استEtheical Objectivism Versus Divine Subjectivism. نويسنده واژهءDivine Subjectivismرا از اين نظر برگزيده كه فاعل و منشأ حسن و قبح آن حقتعالى است و اشاره دارد به نظريهء اشعريان و فخر رازى كه ذاتى بودن و استقلال فعل از فاعل الهى را نمىپذيرفتند ؛ در برابرObjectivismكه شيعه و معتزله بدان اعتقاد دارند ، يعني : فعل مستند به شرع و فاعل الهى نيست ، بلكه ذاتا و عقلا معتبر است . بنابراين خيروشر ذاتى يا عقلى است . البته اگر بخواهيم آن را خيلى آزاد ترجمه كنيم مىتوانيم بگوييم : « حسن و قبح عقلى در برابر حسن و قبح شرعى » . اما پيداست كه همهء مفاهيم آن را نمىرساند - م .