مىفرمايد : « إنّ اللّه يرضى لرضاها و يغضب لغضبها » .
جهت هشتم : روايات اهل سنت :
بخارى از عايشه در كتاب مغازى باب 38 باب غزوهء خيبر نقل مىكند كه فاطمه عليها السلام دختر پيامبر فرستادهاى به سوى ابو بكر فرستاد و ميراثش را مطالبه نمود كه عبارت بود از فىء مدينه و فدك و مابقى خمس خيبر .
ابو بكر گفت : رسول خدا به ما فرمود : ما ارث بهجا نمىگذاريم و آنچه بهجاى بگذاريم صدقه است و خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله از اين مال مىخورند و استفاده مىكنند و من به خدا سوگند صدقهء رسول خدا را از حالىكه در زمان رسول خدا بود تغيير نمىدهم و مانند ايشان عمل مىكنم . ابو بكر با اين جواب از پرداخت آن اموال به فاطمه عليها السلام ممانعت كرد و فاطمه ناراحت گرديد و قهر پيشه كرد و تا زمان وفات با او سخن نگفت و بعد از پيامبر شش ماه زندگى كرد و بعد از فوتش همسرش على او را شبانه دفن نمود و از ابو بكر اجازه نگرفت و خودش بر او نماز خواند . « 1 »
اين روايت به صراحت بر ما معلوم مىسازد كه فاطمه عليها السلام جانشينى و وراثت خود را از مقام و اختيارات پيامبر در مورد فىء از ابو بكر مطالبه مىنمايد و البته خواستهء آن حضرت تنها ملكيت فىء از حيث مالى نبوده است بلكه منظور واقعى ايشان ولايت و حق تصرف بر فىء مىباشد .
همچنانكه اين روايت صراحت دارد كه يكى از اختلافاتى كه در قضيهء فدك بين فاطمه عليها السلام و ابو بكر واقع شد در مورد فىء و ولايت ذوى القربى در
هامش
( 1 ) . فتح البارى فى شرح صحيح البخارى ، ج 7 ، ص 493 .