آن است كه اولين مصداق آن فاطمه عليها السلام مىباشد و آن حضرت خواستار بازگشت خمس و فىء و فدك بود .
در صحيح مسلم « 1 » و مسند احمد « 2 » نيز همين روايت آمده است .
و به اين مطلب ابن ابى الحديد اشاره دارد و مىگويد :
بدانكه مردم گمان مىكنند كه نزاع فاطمه عليها السلام با ابو بكر در دو مسئله ، منحصر مىشود : ميراث و نحله ، اما من اختلاف بين آن دو را در سه چيز يافتم كه ابو بكر هرسه آنها را ممانعت كرد و سومى سهم ذوى القربى است . ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى مىگويد كه به من ابو زيد عمر بن شبه خبر داد و گفت صدقة ابو معاويه حديثى را براى من نقل كرد از محمد بن عبد اللّه از محمد بن عبد الرحمن بن ابى بكر از يزيد رقاشى از انس بن مالك : كه فاطمه عليها السلام به مجلس ابو بكر وارد شد و فرمود ما كسى را كه به ما ظلم رواداشت و صدقات و فىء غنائم كه در قرآن آمده از سهم ذوى القربى را منع نمود مىشناسيم سپس بر او قرائت نمود قوله تعالى :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى
الآية . ابو بكر به او گفت : پدر و مادرم فداى پدر و فرزندان تو باد من تسليم كتاب خدا و حق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و حق خويشان او هستم من نيز آنچه تو از كتاب خدا تلاوت نمودى مىدانم ولى چنين سهمى را از خمس كه به شما تسليم نمايم نفهميدم .
فاطمه عليها السلام فرمود : آيا آن مخصوص تو و خويشان تو مىباشد ( و نه ما
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ص 1380 ، حديث 1759 .
( 2 ) . مسند احمد ، ج 2 ، 2423 و 276 و 463 و 464 .