تصرف و يد بودن آن به وسيلهء فاطمه و يا پاك و معصومه بودنش كه غير از راستى در كلامش يافت نمىشود و ساير ادله به روشنى معلوم مىگردد و حضرت زهرا به همهء اين وجوه استدلال مىفرمايد ، ولى بيشترين دلايل ايشان در مورد حق ذوى القربى است كه ولايت بر فىء و انفال مىباشد .
ثقة الاسلام كلينى در اين مورد مىنويسد : « 1 »
« اما در مورد انفال هيچكس راهى بر تسلط بر آن ندارد و مختص رسول خداست و فدك نيز به رسول خدا و امير المؤمنين تعلق دارد ، زيرا هيچكس در موقع فتح آن با رسول خدا و امير مؤمنان نبود » بر اين امر رواياتى چند تصريح دارد :
[ روايت ] اول
: آنچه كلينى و شيخ در تهذيب از على بن اسباط نقل مىكنند كه گفت :
« ابو الحسن موسى ( امام موسى بن جعفر عليهما السلام ) بر مهدى عباسى وارد شد در حالىكه او مشغول رسيدگى به مظالم بود فرمود : يا امير المؤمنين چرا داد ما ستانده نمىشود ؟ مهدى گفت : اى ابو الحسن آن چيست ؟ ( حق شما چه مىباشد ؟ ) فرمود : خداوند موقعى كه پيامبرش فدك را فتح كرد بدون خيل و ركاب ( يعنى بدون خونريزى و جنگ ) بر رسولش آيهء
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
را نازل فرمود و رسولش نمىدانست كه ذا القربى چه كسانى هستند ، لذا از جبرئيل سؤال كرد و او از پروردگارش سؤال نمود ، پس خداوند چنين وحى فرستاد كه فدك را به فاطمه عليها السلام بده و فاطمه فرمود اى رسول خدا ، از خداوند و از تو قبول نمودم . وكلاى آن حضرت در زمان
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 538 .