آن مودت و ولايت از اصول دين و همطراز توحيد و نبوت باشد ، لذا اين مودّت تنها راه به سوى خدا و رضوان الهى است .
در آيهء سوم منافع اين مودت را به خود مكلفين برگردانده است كه اين اجر و مزد از قبيل پاداشهاى دنيوى و بهرهمندىهاى دنيايى نيست بلكه نتيجه و ثمرهء آن هدايت و ارشاد به ولايتپذيرى از ذوى القربى است و مفاد حديث ثقلين نيز همين است « ما إن تمسّكتم بهما فلن تضلّوا بعدى أبدا » و آيهء كريمهء مودّت شباهت تامى به حديث مذكور دارد و اينكه پيامبران الهى مزد و اجرى در مقابل زحماتشان از مردم طلب نمىكردند :
لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالًا إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ
« 1 » مغايرتى با فرمان خداوند به نبىّ مكرّم اسلام كه از مسلمانان اجر و مزد بطلبد ندارد ، زيرا اين مزد و پاداش دنيوى و مالى نمىباشد بلكه موجب كمال دين و تماميت نعمت بر مسلمين و رضايت الهى است .
مفاد آياتى كه در مورد ولايت امير مؤمنان نازل شدهاند نيز همين مىباشد ، زيرا عدم ابلاغ ولايت امير مؤمنان را خداوند با عدم ابلاغ رسالت مساوى مىشمرد كه لازمهء اين مطلب اين مىباشد كه ولايت على عليه السلام ، عدل و همطراز دين اسلام است و ثمرهء رسالت پيامبر اسلام كه با آن نعمت ايمان بر مردمان تمام مىگردد و خداوند از تدين به اسلام مردم راضى مىگردد كه بدون ولايت امير مؤمنان نه به توحيد آنان راضى مىگردد و نه به تصديق رسالت و نه اقرار به روز جزاء ؛ كما اينكه بدون ولايت نعمت ايمان بر مسلمين تمام نمىگردد و دينشان كامل نمىشود .
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 29 .