تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
كه در زير پاهايشان پايمال شوند . ممكن است اين مطلب مربوط به قبل از آن زمانى باشد كه باد در تسخير سليمان قرار گرفته است . ممكن است گفته شود : مور چگونه سليمان و لشكريانش را شناخت تا چنين مطلبى بگويد : پاسخ اين است كه : وقتى موران مأمور به اطاعت خدا باشند ، بايد فهمى هم داشته باشند كه اسباب طاعت را درك كنند . چه اشكالى دارد كه مور آن اندازه فهم داشته باشد كه اين مطلب را درك كند . ميدانيم كه موران دانه‌ها را نصف ميكنند تا بر اثر اصابت رطوبت سبز نشوند ، مگر كزبره را كه به چهار قسمت مىكند . زيرا اين دانه را اگر به دو نيم كند ، هر نيمى جداگانه سبز مىشود . همان خدايى كه مورچه را به اين اسرار هدايت كرده ، بوى فهمانيده است كه چه چيزهايى باعث پايمال شدن و در هم كوفته شدنش ميگردد . برخى گفته‌اند : اين هم يكى از معجزات سليمان است . ابن عباس مىگويد : سليمان و لشكريانش ايستادند تا موران داخل خانه‌ها شدند .
فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها
: سليمان از سخن مور تعجب كرد و خنديد . بطور كلى انسان از ديدن هر چيز تازه‌اى تعجب مىكند . برخى گويند : خندهء سليمان از اين بود كه موران هم به عدالت گستردهء سليمان پى برده بودند . برخى گويند : از فاصلهء سه ميل ، باد صداى مور را به گوش سليمان رسانيد . موقعى كه به آنجا رسيد ، مور دستور ميداد كه موران عجله كنند و خود را بلانه‌ها برسانند ، سليمان از ترسيدن آنها خنده‌اش گرفت .
وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ
: و گفت خدايا به من الهام كن كه شكر نعمتهايى كه به من و پدر و مادرم عطا كرده‌اى