پس از آن به وصف مخالفان پرداخته ، مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ
: در بارهء معنى اين قسمت اختلاف است .
حسن و ابو مسلم و جبائى گويند : يعنى اعمالى را كه امر كردهايم بجا آورند ، در نظرشان زينت دادهايم و آنها متحيرند كه از آن اعمال دور ماندهاند .
برخى گويند : يعنى اعمالشان را بواسطهء اينكه ميل به زشتى در وجودشان آفريدهايم تا ميل به معصيت كنند و از لذتهاى حقيقى اجتناب ورزند در نظرشان زينت دادهايم . آنها از اين حقيقت غافلند و دچار حيرت هستند .
برخى گويند : يعنى آنها را از توفيق باز داشتهايم . در نتيجه كارهايشان در نظرشان آراسته و زينت يافته است .
أُوْلئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ وَ هُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ
: اينان در آخرت گرفتار شدت عذاب هستند و از همگان زيانكارترند . زيرا ثوابى نمىبرند و همواره با عتاب روبرويند .
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
: و تو اى محمد قرآن را از جانب كسى كه در كارهاى خود حكيم و به خلق خود عليم است دريافت مىكنى .
يعنى از جانب خدا .
على بن عيسى گويد : عليم به معنى عالم است . جز اينكه عليم معنى مبالغه را مىرساند . نظير سميع و سامع . زيرا وقتى كه مىگوئيم : عالم ، معنى آن اين است كه معلومى دارد . چنان كه وقتى مىگوئيم : سامع ، معنى آن اين است كه مسموعى دارد .
اما وقتى گفته مىشود : عليم ، معنى آن اين است كه اگر معلومى يافت شود او عالم به آن است . همانطورى كه وقتى مىگوئيم : سميع ، معنى آن اين است كه هر گاه مسموعى باشد ، او شنواست .
إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً
: در داستان موسى به ياد آور هنگامى را كه به همسر خود - دختر شعيب - گفت : من آتشى مىبينم .