ضعيف را كمك ميكرد و چون بمغازهداران مىرسيد ، قرآن را ميگشود و اين آيه را
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً »
براى آنها ميخواند و ميفرمود : اين آيه در بارهء زمامداران دادگر و قدرتمندان متواضع نازل شده است .
نيز روايت شده است كه فرمود : انسان از بند نعل خويش در شگفت مىماند و داخل در اين آيه مىشود :
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ . . . »
يعنى : هر كس به لباس خويش بر كسى تكبر كند ، از آنهاست كه در روى زمين ارادهء برترى جويى دارند . « 1 » كلبى گويد : مقصود از فساد در روى زمين اين است كه مردم را به پرستش غير خدا دعوت كند .
عكرمه گويد : مقصود اين است كه مالى را به ناحق بستاند .
وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
: سرانجام نيك ، يعنى رستگارى بوسيلهء پاداش براى كسانى است كه از شرك و معصيت بپرهيزند .
برخى گويند : يعنى بهشت براى كسانى است كه بوسيلهء اداى فرائض و اجتناب معاصى از كيفر خدا بپرهيزند .
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها
: هر كه كار نيكو كند ، پاداشش بهتر از آن است .
هامش
( 1 ) - مطابق دلايلى كه در دست است قصد و تصميم بدى و فساد و علاقهء بگناه و اهل گناه ، هم مؤاخذه و عقاب دارد و لو اينكه عملى هم انجام نگيرد . بديهى است كه داشتن قصد و تصميم و علاقه ، انسان را به خود عمل هم مىكشاند . الا اينكه مانعى و رادعى او را از انجام آنچه مورد علاقهاش هست يا تصميم انجام آن دارد ، باز دارد . خود قرآن مىگويد :« إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ »آنچه در دل داريد چه ظاهر كنيد و چه ظاهر نكنيد براى شما محاسبه دارد . در روايت هم آمده است :
« الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم »
كسى كه به عمل جمعى راضى باشد ، مثل اين است در انجام آن فعل با آنها شريك و همراه است . على هذا آن رواياتى كه در بارهء عفو از قصد خالص وارد شده است در مورد كسى است كه از قصد خود يا از رضاى خود منصرف و پشيمان گردد .