تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
اين است كه چنين شخصى اميدوار است كه رويهء خود را ادامه دهد و رستگار شود . چه ممكن است از اين رويه دست بكشد و هلاك گردد . وانگهى گفته شده است كه در هر جاى قرآن كه خداوند اين كلمه را به كار برده ، معنى قطع و حتم ميدهد . از آنجا كه رستگارى به اختيار خداست ، بدنبال آن مىفرمايد : اختيار و خلق و حكم بدست خداست . زيرا اوست كه قادر و عالم به كمال است .
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
: خير ، به معنى اختيار و به معنى مختار است . چنان كه گفته مىشود : محمد ( ص ) خيره خداست . يعنى مختار و برگزيدهء خداست و ممكن است به تخفيف خوانده شود . در بارهء معنى آيه دو قول است : 1 - خداى تو هر چه بخواهد خلق مىكند و هر چه براى آنها اصلح است اختيار مىكند و هر كه براى رسالت صالح‌تر است مبعوث مىكند ، از اين جهت است كه ميگويد :
« ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ »
اختيار آنها بدست خودشان نيست . بلكه بدست خداست . ( طبق اين معنى « ما » نافيه و وقف بر « يختار » است ) بنا بر اين قرآن ميخواهد پاسخ مشركينى را بدهد كه ميگفتند :
« لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ »
( چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از مكه يا طائف نازل نشد : زخرف 31 ) منظورشان اين بود كه چرا قرآن بر رئيس مكه وليد بن مغيره يا بر رئيس طائف ، عروة بن مسعود ثقفى نازل نشد ؟ 2 - خداى تو آن چيزى را اختيار مىكند كه مطابق مصلحت و به خير آنهاست ( طبق اين معنى « ما » موصوله و مفعول « يختار » است ) . اين معنى هم با معنى اول فرقى ندارد . زيرا مفاد آن اين است كه اختيار بدست خداست نه مردم . زيرا اختيار بدست كسى است كه علم به احوال شخص داشته باشد و چنين علمى مربوط به خداوند است . وانگهى اختيار يعنى گرفتن خير . كسى كه علم به خير ندارد ، چگونه مىتواند خير بگيرد ؟
سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
: خداوند مقدس و منزه است از اينكه در