تا ما را دعوت به ايمان كند و ما پيروى كنيم و آئينش را گردن نهيم ؟ از اينرو پيامبرانى بسوى ايشان فرستاديم تا حجت آنها قطع شود . اين آيه نظير آيهء ديگرى است كه مىگويد :
« لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »
( تا بعد از پيامبران ، مردم را در پيشگاه خداوند حجتى و بهانهاى نباشد : نساء 165 ) ، برخى گويند : مقصود از مصيبت در آيهء شريفه عذاب دنيا و هلاكت است ولى برخى گويند : منظور عذاب دنيا و آخرت است .
فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى
:
همين كه حقيقت محمدى و قرآن و اسلام از جانب ما در برابر ايشان قرار گرفت ، به بهانه جويى پرداخته ، گفتند : چرا همان معجزاتى كه بموسى داده شد - يعنى شكافتن دريا و يد بيضا و عصا - به محمد داده نشد ؟
برخى گويند : يعنى چرا قرآن هم مثل تورات يك جا نازل نشد ؟
اين مطلب را يهوديان يا قريش به تعليم ايشان مىگفتند . از اينرو خداوند به ايشان مىفرمايد :
أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ
: آيا به آنچه از پيش بر موسى نازل شد كافر نشدند ؟
قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا
: و آيا نگفتند : قرآن و تورات هر دو سحرند كه يكديگر را كمك ميكنند ؟
بنا بر قرائت ديگر يعنى : موسى و محمد ( ص ) دو ساحرى هستند كه يكديگر را كمك ميكنند .
وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ
: و آيا نگفتند : ما به قرآن و تورات هر دو كافريم ؟
اين مطلب مربوط به آن زمانى است كه گروهى از قريش بمدينه آمدند و در بارهء محمد ( ص ) از يهود سؤال كردند . قوم يهود صفات و خصوصيات حضرت را براى ايشان تعريف كردند . اين گروه به مكه برگشتند و گفتهء يهود را براى آنها باز گفتند .
قريش گفتند : تورات و قرآن هر دو سحر است .