كرد ، عهد ما را در بارهء تو فراموش كردند .
وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا
: تو در شهر مدين در ميان قوم شعيب نبودى كه آيات ما را بر ايشان بخوانى .
مقاتل گويد : يعنى تو در ميان مردم مدين نبودى كه اخبار ايشان را براى مردم مكه بخوانى .
وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
: لكن ما ترا بسوى اهل مكه فرستاديم و اين اخبار را براى تو بيان كرديم تا به ايشان بگويى و دليل باشد بر صحت نبوتت .
برخى گويند : يعنى تو نيكى ما را نسبت به بندگان از لحاظ ارسال پيامبران و آشكار كردن معجزات و نازل كردن كتابها با آيات روشن و به منظور هدايت ، مشاهده نكردهاى و اگر وحى آسمانى نبود از آنها آگاهى نداشتى و بسوى آنها هدايت نميشدى .
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا
: و تو در كنار كوهى كه در آنجا با موسى تكلم كرديم و بر او ندا كرديم كه كتاب آسمانى را با نيرومندى بگيرد حاضر نبودى .
برخى گويند : منظور از اين قسمت ، آن بار دومى است كه موسى هفتاد نفر از قوم خود را بكوه طور برد كه كلام خدا را بشنوند .
وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ
: لكن خداوند نعمت نبوت را به تو عطا فرمود و ترا براى مأموريت عظيم رسالت برگزيد و اينها را به تو اعلام كرد تا معجزهء تو باشد .
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
: تا عرب را كه پيش از تو پيامبرى نداشتهاند ، بترسانى كه بينديشند و عبرت گيرند و از گناهان دورى كنند .
اين آيه دلالت بر وجوب لطف دارد . زيرا انذار و دعوت ، لطفى است از جانب خداوند كه در پذيرش مردم مؤثر و وسيلهء تقرب ايشان بخداست .
وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
: اگر بدون فرستادن رسول آنها را عقاب ميكرديم و بكيفر كردار گرفتار مىساختيم ، مىگفتند : چرا پيامبرى نفرستادى