مرا از مردم ستمكار نجات ده . و چون متوجه مدين شد ، گفت : اميد است كه خداوند مرا به راه درست هدايت كند و چون بر سر چاه مدين رسيد ، مردمى يافت كه حيوانات خود را آب ميدادند و در كنار آنها دو زن ديد كه گوسفندان خود را از نزديك شدن به آب باز ميداشتند . موسى به آنها گفت : چرا از دادن آب به گوسفندانتان خوددارى ميكنيد ؟ گفتند : گوسفندانمان را آب نميدهيم تا چوپانان بروند . و پدرمان پير سالخوردى است . موسى گوسفندانشان را آب داد . سپس به سايه رفته ، گفت : خدايا به خيرى كه بر من نازل كردهاى محتاجم . يكى از زنان كه با شرم و حيا حركت ميكرد ، نزد موسى آمده ، گفت : پدرم ترا ميخواهد تا مزد اينكه بگوسفندان ما آب دادى به تو بدهد . هنگامى كه نزد او رفت و سر گذشت خود را براى او شرح داد ، گفت : نترس . از قوم ستمكار نجات يافتهاى .
قرائت :
يصدر : ابو جعفر و ابو عمرو و ابن عامر بفتح ياء و ضم دال خواندهاند و ديگران از باب افعال . بنا بر اول مقصود اين است كه چوپانان بروند و بنا بر دوم مقصود اين است كه چوپانان گوسفندان خود را ببرند و بنا بر اين مفعول حذف شده است .
لغت :
تلقاء شىء : جانب و طرف شىء .
سواء السبيل : وسط طريق .
تذودان : منع مىكردند ، زجاج گويد : اين كلمه در مورد شتر و گوسفند به كار مىرود نه انسان . اما صحيح نيست زيرا استعمالاتى هست كه خلاف آن را ثابت مىكند .
خطب : امر مهم .
رعاء : جمع « راعى » چوپانان .