وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى
: مردى از آخر شهر از راهى نزديكتر پيش از رسيدن مأمورين با شتاب و عجله خود را به موسى رسانده ، او را از تصميم قبطيان آگاه كرد . گويند : اين مرد مؤمن آل فرعون حزقيل بود . برخى گفتهاند :
نامش شمعون و برخى گفتهاند : نامش سمعان بود .
قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
:
به موسى گفت : اشراف فرعونى تصميم گرفتهاند ترا بكشند . از سرزمين مصر خارج شو كه من از خير خواهان و دوستان تو هستم .