تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
عكرمه گويد : چهار راه در برابر موسى بود و نميدانست كه از كداميك برود . از اينرو خود را به خدا سپرد تا راهى كه او را به مقصد نجات برساند در پيش پايش قرار دهد . خداوند هم دعايش را مستجاب و راهنماييش كرد . برخى گويند : فرشته‌اى كه سوار اسب بود و بزغاله‌اى با خود داشت آمد و او را به مدين برد . سعيد بن جبير گويد : پاهايش برهنه بود و بمدين نرسيد تا پوست پاهايش افتاد .
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ
: و چون به آب مدين رسيد ، جماعتى از شبانان ديد كه مشغول آب دادن گوسفندان خود بودند .
وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ
: و در كنار آنها دو زن ديد كه گوسفندان خود را از نزديك شدن به آب منع ميكردند . برخى گويند : يعنى مردم را از نزديك شدن بگوسفندان منع مىكردند . برخى گويند : يعنى گوسفندان خود را از مخلوط شدن با گوسفندان ديگران منع ميكردند .
قالَ ما خَطْبُكُما
: موسى از آنها پرسيد : چرا گوسفندان خود را آب نميدهيد ؟
قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ
: گفتند : صبر مىكنيم تا مردم بروند و اينجا خلوت شود . زيرا ما قدرت آب كشيدن نداريم . وقتى كه مردم رفتند آبهاى باقيماندهء در حوض را به گوسفندان خود ميدهيم .
وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ
: پدر ما پير است و نميتواند گوسفندان را آب دهد . بدينجهت ما ناچاريم خودمان گوسفندانمان را آب دهيم . مقصودشان اين بود كه موسى آنها را كمك دهد . برخى گفته‌اند : مقصودشان اين بود كه عذر خود را كه بدون محرم بيرون آمده بودند بموسى بفهمانند .
فَسَقى لَهُما
: موسى گوسفندان آنها را آب داد . يعنى مردان را كنار زد تا بتواند گوسفندان زنها را آب دهد .