تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
رحيم است . گفت : خدايا سوگند به آنچه به من انعام كردى كه هرگز پشتيبان مجرمين نخواهم بود . موسى در شهر هم چنان در انتظار به سر مىبرد . تا اينكه باز همان مرد اسرائيلى كه روز پيش از او كمك خواسته بود ، از او كمك خواست . موسى به او گفت : تو آدم گمراهى هستى . همين كه خواست دشمن را دور كند ، گفت : اى موسى ميخواهى همانطورى كه ديروز شخصى را كشتى امروز هم مرا بكشى . تو نميخواهى مگر اينكه در روى زمين از جباران باشى و نميخواهى كه از مصلحين باشى . مردى با شتاب از نقطه دور دست شهر آمده ، گفت : اى موسى ، اشراف فرعونى ميخواهند ترا بكشند . خارج شو كه من از دوستان مخلص توام .

لغت :

ترقب : انتظار . استصراخ : كمك خواستن . ايتمار : مشورت .

اعراب :

بِما أَنْعَمْتَ
: باء حرف قسم و جواب قسم « فلن اكون »
أَنْ أَرادَ أَنْ
: « ان » اول زائده و دوم مصدريه است .
لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
: « لك » متعلق به محذوف است كه بوسيلهء « الناصحين » تفسير شده و به خود آن متعلق نيست . زيرا ما بعد « ال » موصوله در ما قبل آن عمل نميكند .

مقصود :

اكنون به بيان اين مطلب مىپردازد كه موسى پس از قتل قبطى پشيمان شد .
قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي
: موسى گفت : خدايا من با اين قتل به خودم ظلم كردم . زيرا اگر بدانند مرا ميكشند . مرحوم سيد مرتضى ميگويد : اين اعتراف در پيشگاه خدا از اين جهت است كه از او ترك اولايى سر زده و عمل مستحبى را ترك كرده است .