رحيم است . گفت : خدايا سوگند به آنچه به من انعام كردى كه هرگز پشتيبان مجرمين نخواهم بود . موسى در شهر هم چنان در انتظار به سر مىبرد . تا اينكه باز همان مرد اسرائيلى كه روز پيش از او كمك خواسته بود ، از او كمك خواست . موسى به او گفت :
تو آدم گمراهى هستى . همين كه خواست دشمن را دور كند ، گفت : اى موسى ميخواهى همانطورى كه ديروز شخصى را كشتى امروز هم مرا بكشى . تو نميخواهى مگر اينكه در روى زمين از جباران باشى و نميخواهى كه از مصلحين باشى . مردى با شتاب از نقطه دور دست شهر آمده ، گفت : اى موسى ، اشراف فرعونى ميخواهند ترا بكشند .
خارج شو كه من از دوستان مخلص توام .
لغت :
ترقب : انتظار .
استصراخ : كمك خواستن .
ايتمار : مشورت .
اعراب :
بِما أَنْعَمْتَ
: باء حرف قسم و جواب قسم « فلن اكون »
أَنْ أَرادَ أَنْ
: « ان » اول زائده و دوم مصدريه است .
لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
: « لك » متعلق به محذوف است كه بوسيلهء « الناصحين » تفسير شده و به خود آن متعلق نيست . زيرا ما بعد « ال » موصوله در ما قبل آن عمل نميكند .
مقصود :
اكنون به بيان اين مطلب مىپردازد كه موسى پس از قتل قبطى پشيمان شد .
قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي
: موسى گفت : خدايا من با اين قتل به خودم ظلم كردم . زيرا اگر بدانند مرا ميكشند .
مرحوم سيد مرتضى ميگويد : اين اعتراف در پيشگاه خدا از اين جهت است كه از او ترك اولايى سر زده و عمل مستحبى را ترك كرده است .