بود از موسى كمك خواست تا دشمن را مغلوب سازد .
ابو بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه : نام شما براى شما مبارك باشد .
گفتم : چه نامى ؟ فرمود : شيعه ! مگر نشنيدهاى كه خداوند مىفرمايد :
« فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ »
.
فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ
: موسى مشتى بر سينهاش زد و كار او را يكسره كرد . برخى گفتهاند : عصائى به او زد .
قالَ هذا
مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ
: و گفت : اين كار از شيطان بود كه مرا بخشم آورد .
و باعث شد كه مردى را بكشم .
حسن گويد : در آن موقع كشتن كافر روا نبود . زيرا تكليف خوددارى از جنگ بود .
برخى گفتهاند : يعنى كارى كه به سبب آن قتل واقع شد از عمل شيطان بود . « 1 » سيد مرتضى دو وجه ديگر ذكر كرده است : 1 - قتل او بدست من سبب شد كه او از ثواب محروم گردد و اين از عمل شيطان است . زيرا بهتر بود كه فعلا زنده بماند شايد از فرصت استفاده ميكرد پس موسى فعل مستحبى را ترك كرده است .
2 - مقصود اين است كه كار مقتول از عمل شيطان بود . يعنى او مخالف خدا و مستحق قتل بود . سپس به وصف شيطان پرداخته ، مىگويد :
إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ
: شيطان دشمن بنى آدم و آشكارا گمراه كنندهء ايشان است .
پرسش :
آن مرد يا سزاوار قتل بود يا نبود ؟ اگر سزاوار نبود ، از نظر شما روا نيست انبياء پيش از نبوت يا بعد از آن مرتكب كار خلاف شوند و اگر سزاوار بود ، چرا
هامش
( 1 ) - از آنجا كه ما معتقديم كه پيامبران كارى كه مطابق ميل شيطان و مخالف رضاى خداست انجام نميدهند ، بايد اين جمله طورى معنى شود كه با قاعده عصمت انبياء مخالف نباشد . على هذا آيه هيچ دلالتى ندارد كه موسى ميخواهد بگويد قتل از عمل شيطان است ، بلكه ميخواهد بگويد اين قتل در نتيجه جنگى است كه عمل شيطان بود .