تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
شده ، همان مقام نبوت است .
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
: نيكوكاران را اين چنين پاداش ميدهيم ( تفسير اين قسمت در سورهء يوسف گذشت )
وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها
: در موقع ظهر كه مردم استراحت كرده بودند موسى وارد شهر شد . برخى گفته‌اند : اين شهر در دو فرسخى مصر بود . برخى گفته‌اند : شب هنگام بعد از نماز مغرب و عشاء وارد شهر شد . برخى گفته‌اند : روز عيدى بود و مردم سرگرم بازيها و جشنهاى خود بودند . در بارهء اينكه چرا وارد شهر شد ، اختلاف است : برخى گويند : موسى در جمع سواران موكب فرعون حركت ميكرد . روزى به او خبر دادند كه فرعون و موكبش حركت كرده‌اند . موسى هم سوار شد و بدنبالشان حركت كرد ، همين كه موقع خواب نيمروز شد ، به شهر آمد كه استراحت كند . برخى گويند : بنى اسرائيل جمع مىشدند و سخن موسى را گوش ميدادند . هنگامى كه موسى به حد رشد رسيد با قوم فرعون به مخالفت پرداخت . اين خبر در همه جا پخش شد و او را ترساندند . موسى هر وقت داخل شهر مىشد ، ترسان بود . از اينرو وقتى داخل شد كه كسى نفهمد . برخى گويند : فرعون دستور داده بود كه موسى را اخراج كنند . از اينرو موسى طورى وارد شهر مىشود كه كسى نفهمد .
فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ
: در همين موقع به دو مرد برخورد كه يكى از آنها اسرائيلى و ديگرى قبطى بود و با يكديگر نبرد مىكردند و مرد قبطى ميخواست اسرائيلى را مجبور كند كه هيزم به آشپزخانهء فرعون برد . برخى گويند : يكى از آنها ديندار و ديگرى كافر بود .
فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ
: مردى كه دوست موسى