ترجمه :
مادر موسى به خواهر موسى گفت : او را دنبال كن و او را از دور مىديد و آنها نميدانستند . و زنان شيرده را از پيش بر او حرام كرده بوديم . خواهر موسى گفت : آيا شما را به خانوادهاى كه او را براى شما تكفل كند دلالت كنم ؟ و آنها دلشان به حال موسى مىسوخت . موسى را بمادرش برگردانديم تا چشمش روشن گردد و محزون نشود و بداند كه وعدهء خدا حق است ولى بيشتر آنها نميدانند ، و چون به حد رشد رسيد و كمال يافت حكمت و دانش به او داديم و نيكوكاران را اينطور پاداش ميدهيم .
و هنگامى كه اهل شهر غفلت داشتند وارد شهر شد و دو مرد را كه يكى از دوستان و يكى از دشمنانش بود در حال نبرد ديد و آنكه از دوستانش بود بر آنكه از دشمنانش بود از وى كمك خواست . موسى بر سينهاش كوبيد و كارش را ساخت . گفت : اين از عمل شيطان است كه او دشمنى آشكار است .
لغت :
قص : دنبال كردن .
بصرت به عن جنب : او را از دور ميديد .
مراضع : جمع مرضعه ، زنان شيرده .
نصح : عملى را از روى خلوص انجام دادن . ضد غش ( خيانت ) .
وكز : دور كردن و بقولى مشت زدن .
اعراب :
عَنْ جُنُبٍ
: حال .
هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ
: اين دو جمله در محل نصب و صفت « رجلين » مىباشند .
مقصود :
سپس خداوند به بيان اين مىپردازد كه چگونه دل فرعون را نرم و رام كرد تا به تربيت موسى پردازد . مىفرمايد :